زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٣٦ - ٢٤ - غزوه بنى مصطلق
حضرت صادق ٧ فرمود: هنگامى كه يهوديان اين سخن را به پيغمبر گفتند، حضرت از شرم و حيا ردايش، از دوشش افتاد و عصائى كه در دست داشت رها شد، و به عقب حركت نمود، پيغمبر يهوديان را بيست و پنج روز محاصره كرد، تا به حكم سعد بن معاذ تن دادند.
سعد بن معاذ حكم كرده بود اموال يهوديان بنى قريظه بين مسلمين تقسيم گردد و زنان و كودكان اسير شوند، و مردان نيز كشته گردند، و اراضى و نخلستانهاى آنان هم در ميان مهاجرين تقسيم بشود. پيغمبر به سعد بن معاذ فرمود: اين حكم شما مانند حكمى است كه خداوند از بالاى هفت آسمان فرستاده باشد.
هنگامى كه اسيران را آوردند پيغمبر امر فرمود همه آنها را در يك خانه حبس كردند، پس از اين امر كرد ده نفر را بيرون آوردند امير المؤمنين همه آنها را گردن زد، پس از اين ده نفر آوردند، زبير بن عوام آنها را بقتل رسانيد، يكى از اصحاب حضرت رسول گفت: چرا اينها را يك نفر دو نفر نميكشيد؟!.
حضرت صادق ٧ فرمود: پس از كشتن بنى قريظه زخم سعد بن معاذ از هم باز شد و خون از او روان گرديد تا آنگاه كه جان داد، پيغمبر ردايش را بيرون آورد و در جنازه او حركت نمود، و عبد اللَّه بن عتيك را به خيبر فرستاد و ابو رافع بن ابى الحقيق را بقتل رسانيد.
٢٤- غزوه بنى مصطلق:
غزوه بنى مصطلق در ماه شعبان سال ششم از هجرت واقع شد، علت اين جنگ از اين جهت بود كه بنى مصطلق از قبيله خزاعه برياست حارث بن ابى ضرار آماده شدند بطرف حضرت رسول بيايند، و اين جنگ را «مريسيع» هم گفتهاند.
جويريه بنت حارث زوجه حضرت رسول ٦ گويد: ما در مريسيع بوديم كه پيغمبر خدا به آنجا آمدند، از پدرم شنيدم ميگفت: جماعتى به طرف ما مىآيند كه ما قادر نيستيم در مقابل آنها مقاومت كنيم، جويريه گويد: من جماعت زيادى كه اسلحه و اسبان فراوانى داشتند ديدم.