زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٧ - (آزار و اذيت مشركين به حضرت رسول
و من اينك با شما توسط پسر عمت بيعت ميكنم، و دين اسلام را قبول مينمايم، و اكنون اريجان بن اصحمه را خدمت شما ميفرستم، و اگر ميل داشته باشى خودم نيز خدمت ميرسم زيرا كه من جز نفس خود مالك ديگرى نيستم.
يا رسول اللَّه من گواهى ميدهم كه گفتههاى شما حق است، پس از اين نجاشى هدايائى براى حضرت رسول ٦ فرستاد كه از آن جمله «ماريه قبطيه» مادر ابراهيم فرزند رسول خدا بود، و مقدارى البسه و عطريات و چند عدد اسب هم حضور حضرت رسول ٦ روانه كرد.
و همچنين سى نفر از قسيسين و علماى نصارى را فرستاد تا با آن حضرت مذاكره كنند و اخلاق و اطوار و معاشرت او را از نزديك مشاهده نمايند، اين اشخاص به مدينه آمدند، حضرت ابتداء آنان را به اسلام دعوت كرد و آنها هم ايمان آوردند و نزد نجاشى مراجعت كردند و در حديث جابر بن عبد اللَّه آمده كه: حضرت رسول ٦ بر نجاشى نماز گزاردند.
(آزار و اذيت مشركين به حضرت رسول ٦)
على بن ابراهيم گفت: مشركين قريش در آزار و اذيت حضرت رسول ٦ كوشش داشتند، و از همه ستمكارتر ابو لهب عموى آن جناب بود، يكى از روزها كه پيغمبر در حجر نشسته بود، مشركين رحم گوسفندى را كه بچهاش از وى بيرون شده بود توسط اراذل خود بر حضرت رسول انداختند.
خاتم النبيين ٦ از اين جهت بسيار محزون و غمگين شد، و نزد عمويش ابو طالب رفت، و فرمود: يا عم موقعيت من در ميان شما چگونه است؟ گفت: براى چه برادرزادهام؟ فرمود: قريش مرا آزار ميدهند و رحم گوسفند را روى من مىاندازند ابو طالب به حمزه گفت: شمشير خود را بردار، در اين هنگام مشركين در مسجد نشسته بودند، و ابو طالب نيز شمشير خود را برداشت و باتفاق حمزه به مسجد آمدند ابو طالب گفت: اين بچهدان گوسفند را بردار و بر لبهاى اين اشخاص بكش، و هر