زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٣٨٦ - (اخبار داله بر امامت حضرت صادق
(اخبار داله بر امامت حضرت صادق ٧)
١- يونس بن يعقوب گويد در خدمت امام صادق ٧ بودم كه مردى از اهل شام وارد شد و گفت من از فقه و كلام و فرائض اطلاعاتى دارم و اكنون قصد دارم با يارانت مناظره كنم حضرت فرمود: اين اطلاعات تو از طريق حضرت رسول ٦ ميباشد و يا از جاى ديگر تهيه شده است.
گفت: بعضى از كلام حضرت رسول است و پارهاى هم از اطلاعات خودم ميباشد امام فرمود: پس بنا بر اين تو با حضرت رسول شريك هستى؟! گفت اين طور نيست فرمودند توسط وحى از خداوند براى تو مطالب ميرسد؟ گفت: خير فرمود: آيا فرمان تو مانند فرمان پيغمبر مطاع است؟ عرض كرد: خير در اين هنگام امام ٧ فرمود: اى يونس اين مرد قبل از اينكه سخن بگويد خود را مجاب كرد اينك اگر ميتوانيد در كلام با وى گفتگو كنيد يونس گويد: من از اين كه از كلام اطلاع نداشتم دريغ خوردم و عرض كردم: قربانت گردم شما ما را از كلام نهي كرديد و فرموديد واى بر اصحاب كلام كه ميگويند اين جايز است و اين جايز نيست اين مطلب درست است و اين مطلب درست نيست، امام ٧ فرمود: من گفتم: واى بر اشخاصى كه از گفتار من برگردند و به اقوال ديگران پاى بند شوند.
بعد از اين فرمودند: اكنون بيرون شويد ببينيد كسى از متكلمين را در خانه مىبينيد و اگر كسى در آنجا باشد وارد خانه كنيد، يونس گويد من از منزل بيرون شدم حمران بن اعين محمد بن نعمان هشام بن سالم و قيس ماصر را كه از متكلمين بشمار ميرفتند ديدم و آنان را بدرون منزل وارد كردم و همگان در خيمه آن حضرت در كنار كوهى نزديك حرم اجتماع كرديم و اين چند روز قبل از موعد حج بود.
در اين هنگام امام ٧ سرش را از خيمه بيرون كرد ناگهان ديد شترى بسرعت مىآيد فرمود: بخداوند كعبه هشام است راوى گويد ما خيال كرديم اين هشام يكى از فرزندان عقيل است كه حضرت بوى علاقه داشت ناگهان مشاهده كرديم هشام بن حكم