زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٠٢ - (٥)(شبهات وارده در پيرامون غيبت)
جواب: افرادى كه از نظر عقلى در اين باره فكر كنند و فرق بين محال و ممكن را بگذارند قدرت بر انكار اين موضوع را نخواهند داشت، مگر آن دسته از اشخاص كه همواره طريق عدل و انصاف را از دست داده و راه تعصب و عناد را در پيش گرفتهاند طول عمر حضرت بقية اللَّه ٧ كه از عادت خارج شده از دو جهت مورد اعتراض و محل ايراد نيست.
اول- ما قبول نداريم كه طول عمر آن حضرت خارق عادت باشد، زيرا طول زمان منافات با حيات ندارد و گذشتن زمان اثرى در وجود انسان نميگذارد، و علم و قدرتش را سلب نميكند، افرادى كه در اخبار گذشتگان دقت كنند و كتابها را مورد مطالعه قرار دهند از حالات معمرين اطلاع پيدا ميكنند و ميفهمند كه طول عمر از جريان عادى است.
قرآن شريف در باره نوح گويد: كه وى نهصد و پنجاه سال در ميان قومش زندگى كرد و آنان را بطرف خداوند دعوت نمود، و در پيرامون اخبار معمرين از عرب و عجم كتابها نوشته و مقالهها پرداختهاند، در اخبار زيادى رسيده كه حضرت خضر عمرش از همه زيادتر است، شيعه و سنى غير از معتزله و خوارج اجماع دارند به اينكه خضر هنوز زنده است و از نظر عقل و شعور كاملا عادى است، علاوه بر مسلمين اكثر اهل كتاب هم به همين عقيده قائل هستند و خضر را زنده ميدانند، و در ميان مسلمين خلافى نيست كه سلمان فارسى در هنگام گرويدن به اسلام و رسيدن حضور حضرت رسول ٦ چهار صد سال از عمرش گذشته بوده است.
معتزله و خوارج اگر خود را بزحمت انداخته اخبار و روايات را منكر ميشوند و ليكن در مقابل قرآن قدرت سخن گفتن ندارند، مگر قرآن شريف نميگويد: اهل بهشت و دوزخ همواره حيات دارند و آنان هرگز فانى نميشوند، در اخبار و روايات متفق عليه آمده است كه بهشتيان هرگز پير و ناتوان نميگردند و در عقول آنها نقصان و عيبى پيدا نميشود، و اگر طول عمر از نظر عقل مورد انكار بود قرآن از آن سخن نميگفت.