زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٦٠٤ - (٥)(شبهات وارده در پيرامون غيبت)
اكثم بن صيفى زمان حضرت رسول ٦ را درك كرد و ليكن پيش از آنكه حضور آن جناب برسد درگذشت.
دريد بن صمه چهار صد و پنجاه و شش سال عمر نمود، و در هنگام مرگ گفت:
|
ألقى علىّ الدهر رجلا و يدا |
و الدهر ما أصلح يوما أفسدا |
|
|
يفسد ما يصلحه اليوم غدا |
پس از اين دويست سال ديگر هم زندگى كرد و در جنگ حنين كشته شد.
صيفى بن رياح بن اكثم دويست و هفتاد سال زندگى نمود و در اين مدت عقلش زايل نشد و با بردبارى كامل ميزيست و اين بيت را در باره او گفتهاند:
|
لذى الحلم قبل اليوم ما يقرع العصا |
و ما علّم الانسان إلا ليعلما |
|
نصر بن دهمان بن سليم بن اشجع يك صد و نود سال عمر كرد، تا آنگاه كه دندانهايش ريخت و موهايش سپيد گرديد، خويشاوندانش احتياج به رأى و نظر او پيدا كردند و از خداوند خواستند تا عقل و شعورش را به وى بازگرداند، پروردگار دعاى آنان را مستجاب فرمود، و بار ديگر عقل او را برگردانيد و جوانى را از سر گرفت و موهاى سپيدش سياه شد، و سلمة بن خرشب انماطى گفته:
|
و نصر بن دهمان الهنيدة عاشها |
و تسعين حولا ثم قوّم فانصاتا |
|
|
و عاد سواد الرأس بعد بياضها |
و راجعه شرخ الشباب الذى فاتا |
|
ضبيرة بن سعيد سهمى دويست و بيست سال زندگى كرد، و در اين مدت دندانهايش سالم و مويش سياه بود.
عمرو بن حممه دوسى چهار صد سال زندگى نمود و ابيات ذيل از گفته اوست:
|
كبرت و طال العمر حتى كأنّنى |
سليم أفاع ليلة غير مودع |
|
|
فلا الموت أفنانى و لكن تتابعت |
علىّ سنون من مصيف و مرتع |
|
|
ثلاث مئات قد مررن كواملا |
و ها أنا ذا أرتجى مرّ أربع |
|
شعبى گويد: در نزد ابن عباس در كنار زمزم نشسته بوديم و او براى مردم احكام مسائل شرع را بيان ميكرد، مرد عربى به ابن عباس گفت: در باره مسائل شرعى