زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٠٧ - ٨ - فرستادن پيامبر عبد الله جحشى را بطرف نخله و دستور رساندن اخبار قريش به حضرت و عدم جنگ
آن منطقه دور گرديد، و حضرت رسول پس از اينكه به وى دست نيافت بطرف مدينه مراجعت كرد.
٧- [فرستادن حضرت رسول ٦ سعد بن ابى وقاص را بتعقيب دشمن و برگشت بدون جنگ]
حضرت رسول ٦ از تعقيب كرز بن جابر مراجعت كردند و جمادى و رجب و شعبان را اقامت فرمودند، در اين بين سعد بن ابى وقاص را با هشت دسته از مسلمين بتعقيب دشمن فرستادند ولى آنان با كسى برخورد نكردند و بمدينه بازگشتند
٨- [فرستادن پيامبر عبد اللَّه جحشى را بطرف نخله و دستور رساندن اخبار قريش به حضرت و عدم جنگ]
پس از اين پيغمبر عبد اللَّه جحشى را بطرف «نخله» فرستادند، و فرمودند:
در آنجا توقف كن و اخبار قريش را بما برسان، و او را اجازه جنگ نفرمودند و اين موضوع در يكى از ماههاى حرام واقع شد.
خاتم النبيين ٦ نامهاى بعبد اللَّه نوشت و فرمود: اينك باتفاق ياران خود بيرون شويد و پس از اينكه دو روز راه پيموديد نامه را باز كنيد و قرائت نمائيد، و شما مأموريد آنچه در نامه نوشته شده انجام دهيد.
عبد اللَّه طبق فرمان پيغمبر از مدينه بيرون شد و پس از اينكه دو روز راه رفت نامه را باز كرد و قرائت نمود، در نامه نوشته شده بود: در «نخله» توقف كنيد و اخبار قريش را بما برسانيد، هنگامى كه عبد اللَّه نامه را براى اصحاب خود خواندند گفتند: ما گفتار پيغمبر را شنيديم و اكنون از او اطاعت مىكنيم، هر كس طالب شهادت است با ما بيايد.
اصحاب عبد اللَّه از وى اطاعت كردند و با او رفتند، آنها طبق امريه حضرت رسول در «نخله» بازايستادند، در اين هنگام عمرو بن حضرمى و حكم بن كيسان و عثمان و مغيره فرزندان عبد اللَّه با مقدارى مال التجاره از راه رسيدند، و اصحاب حضرت رسول آنها را ديدند، واقد بن عبد اللَّه در حالى كه سر خود را تراشيده متوجه آنها شد، مشركين گفتند نگران نباشيد اينها ساكنين اين محل هستند.
پس از اين جريان اصحاب پيغمبر با يك ديگر مشورت كردند و گفتند: اينك ماه حرام است اگر ما با آنها جنگ كنيم احترام ماه حرام از بين ميرود، و اگر آنان را بحال خود واگذاريم بمكه خواهند رفت و ما را از پيشروى باز خواهند داشت.