زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٩١ - (شهادت امير المؤمنين
اين چه كارى بود كه كردى؟ امت محمّد ٦ را به هلاك انداختى و بهترين مردم را كشتى ابن ملجم در برابر اين پرسشها سكوت كرده و لب از لب بر نميداشت، پس از اين ابن ملجم را به زندان بردند و مردم خدمت علي ٧ رسيدند و عرض كردند: يا امير المؤمنين نظر خود را در باره ابن ملجم بيان فرمائيد زيرا وى ملت را بهلاكت افكند و امت را فاسد كرد، علي ٧ فرمود: اگر زنده ماندم نظر خود را در باره وى اجرا خواهم كرد و اگر از دنيا رفتم با او مانند قاتل پيغمبران رفتار كنيد، ابتداء او را بكشيد و سپس در آتش افكنده وى را بسوزانيد.
پس از شهادت امير المؤمنين ٧ و دفن آن حضرت ابن ملجم را حاضر كردند، حضرت مجتبى ٧ امر كردند گردن او را بزنند، و سپس بدن او را در اختيار ام الهيثم دختر اسود نخعى گذاشتند و او جثه ابن ملجم را در آتش افكنده و سوزانيد.
و اما آن دو نفر كه با ابن ملجم قرار گذاشته بودند معاويه و عمرو عاص را از پا درآورند، جريان كار آنها نيز از اين قرار است كه: يكى از آن دو نفر وارد دمشق شد و در انتظار روز معين بسر ميبرد، در شب معهود در مسجد حاضر شد و در هنگام نماز صبح به معاويه حمله كرد و شمشيرش را بر وى فرود آورد، و ليكن شمشير بر اليتين او فرود آمد و معاويه از مرگ نجات يافت، و ضارب را نيز بلافاصله كشتند.
ديگرى نيز براى كشتن عمرو عاص بطرف مصر رفت، و در آنجا توقف كرد و منتظر ساعت مقرر بود در شب نوزدهم هنگام صبح در مسجد حاضر شد و خود را به محراب نزديك كرد و شمشيرش را بر امام جماعت كه خيال ميكرد عمرو عاص است فرود آورد و او را كشت، پس از اين معلوم شد كه عمرو عاص براى علتى كه هنوز حقيقت قضيه روشن نشده آن روز در نماز شركت نكرد و خارجه عامرى را از طرف خود به مسجد فرستاد تا براى مردم اقامه نماز كند و به اين علت از مرگ حتمى نجات يافت.