زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٤١ - ٣٤ - غزوه حديبيه
امن و آسايش بوده است، اينك ملت عرب اطلاع دارد كه شما با ما در حال جنگ هستى.
اكنون اگر شما وارد مكه شويد گمان خواهند كرد كه ما عاجزشدهايم، ناگهان بر سر ما خواهند ريخت و ما را از بين خواهند برد، و ما به خواطر خويشاوندى كه با شما داريم آرزومنديم شما از تصميم خود منصرف شويد، زيرا كه مكه محل نشو و نماى شما بوده؛ و مانند اين است كه از بدن شما جدا شده باشد، حضرت به سهيل ابن عمرو فرمود: اينك مقصود شما از آمدن چيست؟ و مطلب از چه قرار است؟.
سهيل عرض كرد: من تصميم دارم بين خود و شما قرار دادى بنويسم، تا شما در سال آينده بدون خوف و هراس و لشكركشي به مكه بيائيد، و اكنون از دخول در مكه منصرف شويد، پيغمبر على بن ابي طالب را پيش خود خواست و پوستى كه براى نوشتن نامه تهيه ديده بودند به او مرحمت كردند، و فرمودند: بنويسيد «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*».
سهيل گفت: ما اين كلمه را نمىفهميم جملهاى را بنويسيد كه در نزد ما معروف باشد، امر كنيد بنويسند: «باسمك اللهمّ» پيغمبر به امير المؤمنين فرمودند:
همان طورى كه وى ميگويد بنويس، علي ٧ عرض كرد: اگر نه اين بود كه اطاعت شما را بنمايم من آنچه را كه نوشتهام پاك نميكردم.
پيغمبر فرمود: بنويسيد اين معاهدهاى است كه محمد رسول خدا با سهيل بن عمرو انجام ميدهد، سهيل گفت: اگر من اين موضوع را كه رسالت شما است قبول داشتم ديگر احتياجي بنوشتن اين نامه و قرارداد نبود، امر كنيد بنويسند «محمد بن عبد اللَّه» امير المؤمنين گفت: به خداوند قسم وى رسول پروردگار است اگر چه دماغ شما به خاك ماليده گردد.
در اين هنگام حضرت رسول ٦ به امير المؤمنين فرمودند: موضوع رسالت را از نامه پاك كنيد وى عرض كرد: دست من يارى نميكند اين عمل را انجام دهم و كلمه نبوت را پاك كنم، پيغمبر فرمود: دست مرا روى آن جمله بگذاريد، در اين