زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٦٥ - (فضائل و مناقب حضرت جواد
روز بعد كه بار ديگر خدمت او رسيديم باز حرف گذشته را تكرار كردند، از آن حضرت پرسيدند اين ماتم براى كيست؟ فرمود: اين ماتم بهترين مردم در روى زمين است، پس از چند روز خبر وفات حضرت رضا ٧ به مدينه رسيد و معلوم شد كه در همان روز امام رضا از دنيا رفته بوده است.
٩- محمد بن فرج گويد: حضرت جواد براى من نوشتند، حسن را بطرفم بياوريد و من جز در اين سال او را نزد خود نخواهم داشت، و حضرت در اين سال وفات كردند.
(فضائل و مناقب حضرت جواد ٧)
حضرت جواد ٧ به مرتبهاى از علم و كمال و فضل و حكمت و شرف و عزت رسيد كه هيچ يك از پيرمردترين سادات و غير آنان هم به اين مقام نرسيد، و براى همين جهت بود كه مأمون وى را مورد علاقه و احسان خود قرار داد و دخترش ام الفضل را به آن جناب تزويج كرد، و او را از بغداد روانه مدينه كرد و در تعظيم و تكريم حضرت جواد كوشيد.
ريان بن شبيب گويد: هنگامى كه مأمون اراده كرد دخترش را به حضرت جواد ٧ بدهد، گروهى از بنى عباس با اين امر مخالفت كردند و به مأمون گفتند: شما را به خداوند سوگند ميدهيم كه از اين تصميم منصرف شويد و دخترتان را به ابن الرضا تزويج نكنيد، زيرا ما ميترسيم امور خلافت و سلطنت از خانواده ما بيرون شود و عزت و شوكتى را كه خداوند به ما داده است از دست ما برود و ما از عملى كه با پدر وى انجام دادى در خوف بوديم تا آنگاه كه خداوند امر او را از ما كفايت كرد.
مأمون گفت: به خداوند سوگند من از اينكه رضا را به ولايت عهدى برگزيدم هيچ گونه پشيمانى نداشتم، من ابتداء او را تكليف كردم كه بار خلافت را بدوش گيرد و مرا راحت سازد و ليكن وى از قبول خلافت امتناع كرد، و خداوند هم تقديرات خود را جارى نمود، و اما در مورد ابو جعفر بايد بشما گوشزد كنم كه من وى را در فضل و شرف بر همگان ترجيح ميدهم و او را با اينكه كوچك است بسيار بزرگ ميشمارم و از هوش