زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٠٧ - (معجزات و كرامات موسى بن جعفر
و وارد اطاق شد، مشاهده كرديم وى موسى بن جعفر است در حالى كه كودك بود و دو جامه زرد هم در بر داشت.
١٣- علي بن جعفر گويد: از پدرم شنيدم به گروهى از اصحاب و خواص در باره موسى وصيت ميكرد و ميفرمود: وى افضل فرزندان من و بهترين فردى است كه پس از من جاى من خواهد نشست و او براى تمام مردم از طرف خداوند حجت است.
از اين گونه روايات كه در باره نصوص امامت حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام وارد شده زياد است.
(معجزات و كرامات موسى بن جعفر عليهما السّلام)
١- هشام بن سالم گويد: من با محمّد بن نعمان صاحب طاق پس از وفات حضرت صادق ٧ در مدينه بوديم و روزى با گروهى از مردم در منزل عبد اللَّه بن جعفر گرد آمده بوديم، و در باره زكاة از وى پرسش ميكرديم، عبد اللَّه گفت: در هر دويست درهم پنج درهم زكاة است، گفتم: در صد درهم چه مقدار است؟ جواب داد: دو درهم و نصف درهم.
در اين هنگام با حيرت و درماندگى از منزل او بيرون شديم، و نميدانستيم به كجا برويم، آيا رو به مرجئه، و يا قدريه، يا معتزله و يا خوارج و يا زيديه برويم، در اين هنگام كه متحير بوديم، ناگهان پيرمردى كه با وى آشنا نبوديم بطرف ما آمد و اشاره كرد كه نزد او برويم.
ما از اين جريان واهمه كرديم مبادا اين مرد جاسوس باشد، زيرا بعد از وفات حضرت صادق ٧ در مدينه جاسوسان زيادى بودند كه مىخواستند بفهمند مردم پس از وفات آن حضرت بطرف چه كسى خواهند رفت تا گردن او را بزنند، لذا من ترسيدم مبادا اين مرد از آن جاسوسان باشد.
در اين هنگام به احول گفتم: از من دور شو و من از اين جريان ميترسم، وى اكنون مرا احضار ميكند، و با شما كارى ندارد و او هم مقدارى از من دور شد، من دنبال