زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٥٦٥ - (نصوص امامت حضرت صاحب از طريق پدر بزرگوارش
(نصوص امامت حضرت صاحب از طريق پدر بزرگوارش ٨
٤٢- شيخ صدوق از احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى روايت كند كه وى گفت: خدمت حضرت امام حسن عسكرى ٧ رسيدم و در نظر داشتم راجع به جانشينش از وى سؤالاتى بكنم، قبل از اينكه سؤال خود را مطرح سازم فرمود: اى احمد خداوند هرگز روى زمين را خالى از حجت نخواهد گزارد، و از آغاز آفرينش آدم تا روز قيامت اين روش جارى خواهد بود، پروردگار به وسيله آن حجت بلاها را از زمين دفع ميكند و بركات خود را بر اهل زمين نازل ميسازد.
راوى گويد: عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه خليفه و امام بعد از شما كيست؟ امام پس از اين سؤال من از جاى خود با سرعت حركت كرد و داخل اطاقى شد و بار ديگر در حالى كه كودكى را در روى شانه خود گذاشته بود وارد گرديد، صورت اين كودك مانند ماه تمام ميدرخشيد و در حدود سه سال از عمرش ميگذشت سپس فرمود: اى احمد اگر نه اين بود كه نزد خداوند آبرو و شرافت دارى و در نزد حجتهاى پروردگار داراى مقام و منزلت هستى هرگز اين كودك را بتو نشان نميدادم، اين كودك با حضرت رسول ٦ همنام و كنيه است، و او زمين را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر ميكند.
اى احمد مثل اين كودك در ميان اين امت مانند خضر و ذى القرنين است، به پروردگار سوگند اين غيبتى خواهد داشت كه جز گروهى از معتقدين به امامت ائمه بقيه هلاك خواهند گرديد احمد گويد: عرض كردم: اى مولاى من او علامتى دارد كه قلبم اطمينان پيدا كند، در اين هنگام كودك شروع به سخن گفتن نمود و با زبان عربى فصيحى گفت: «أنا بقية اللَّه في أرضه و المنتقم من أعدائه فلا تطلب أثرا بعد عين يا احمد بن اسحاق».
احمد گويد: من پس از اين جريان خوشوقت از منزل امام ٧ بيرون شدم و روز بعد بار ديگر خدمت امام رسيدم و عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه من ديروز بسيار مسرور