زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٧٤ - ٤٧ - غزوه طائف
محمّد بن اسحاق گويد: حضرت رسول از اموال حنين صد عدد شتر به ابو سفيان، و صد عدد به معاويه، و صد عدد به حكيم بن حزام، و صد عدد به حارث بن كلده، و صد عدد به حارث بن هشام، و صد عدد به جبير بن مطعم، و يك صد عدد به مالك بن عوف نصرى دادند، و در قول بعضى از مورّخين آمده كه به هر يك از علقمة بن علاثه و اقرع بن حابس و عيينة بن حصن نيز صد شتر دادند، و به عباس بن مرداس چهل شتر داد و او از اين جهت ناراحت شد و اين چند بيت را براى پيغمبر خواند:
|
أ تجعل نهبى و نهيب العبيد |
بين عيينة و الأقرع |
|
|
فما كان حصن و لا حابس |
يفوقان مرداس في المجمع |
|
|
و ما كنت دون امرء منهما |
و من تضع اليوم لا يرفع |
|
|
و قد كنت في الحرب ذاتدرأ |
فلم أعط شيئا و لم امنع |
|
پيغمبر اكرم فرمود شما بگوئيد:
|
أ تجعل نهبى و نهب العبيد |
بين الأقرع و عيينة |
|
ابو بكر عرض كرد: پدر و مادرم فدايت شود، شما كه شاعر نيستى فرمود: مطلب از چه قرار است، در اين هنگام ابو بكر اشعار او را براى حضرت رسول خواندند، پيغمبر بامير المؤمنين فرمودند: برخيزيد زبان وى را قطع كنيد! عباس بن مرداس گفت: به خداوند قسم اين گفتار پيغمبر از گرفتارى روز جنگ خثعم بر من گرانتر آمد، در اين وقت علي دست مرا گرفت، و بيرون كشيد، من گفتم: يا علي! شما واقعا زبان مرا خواهى بريد؟!.
علي بن ابى طالب گفت: من فرمان حضرت رسول را در باره شما اجرا خواهم كرد، او مرا تا بخوابگاه شتران برد، و گفت: اينك از چهل تا صد عدد از اين شتران را براى خود اختيار كن، عباس گويد: گفتم: پدر و مادرم فداى شما باد شما چه اندازه شريف و بزرگوار و حليم و بردبار و با دانش و كمال هستيد، علي ٧ فرمود:
پيغمبر شما را مانند مهاجرين محسوب داشته و چهل عدد شتر براى شما مقرر داشته است، و اگر ميل دارى صد شتر انتخاب كن، و از آن جماعت كه شتر گرفتهاند