زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ١٢٤ - ١٦ - غزوه حمراء الاسد
راوى گويد: حضرت رسول پس از اينكه شهداى احد را دفن كردند بطرف مدينه مراجعت كردند، هنگامى كه از محله بنى اشهل و بنى ظفر ميگذشتند فرياد ناله و شيون زنان اين دو قبيله را شنيدند، در اين هنگام ديدگان مباركش پر از اشك شد و گريه كرد، پس از اين فرمود، اينك براى حمزه گريهكنندهاى نيست.
سعد بن معاذ و اسيد بن حضير چون اين سخن از آن جناب شنيدند گفتند: هيچ زنى ابتداء بر كشتههاى خود گريه نكند، مگر اينكه قبلا در منزل فاطمه حاضر شود و در مصيبت حمزه با وى شركت كند، هنگامى كه پيغمبر فرياد شيون زنان را در منزل فاطمه شنيد فرمود: برگرديد خداوند شما را رحمت كند، شما امروز حق مواسات را انجام داديد.
١٦- غزوه حمراء الاسد:
ابان بن عثمان گويد: روز بعد از واقعه احد حضرت رسول مسلمين را جمع كرد و آنان هم وى را اجابت نمودند، و آنان با اينكه هنوز زخمهاى زيادى داشتند و فشار سختي و محنت بر آنها سنگيني ميكرد، با پيغمبر بيرون شدند، حضرت امير المؤمنين ٧ در حالى كه پرچم مهاجرين را در دست داشت مقابل حضرت خاتم النبيّين حركت ميكرد پيغمبر به اتفاق ياران خود تا «حمراء الاسد» پيش رفتند و از آنجا بطرف مدينه برگشتند، در باره اين واقعه آيه شريفه الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ فرود آمد.
ابو سفيان بعد از اينكه از احد برگشت بطرف «روحاء» رفت در آنجا فرود آمد، وى قصد داشت بار ديگر به مدينه برگردد و با حضرت رسول ٦ جنگ كند ابو سفيان ميگفت: ما بزرگان اصحاب محمد را از بين برديم و آنها را از پا در آورديم اينك بطرف مدينه برگرديم همه آنها را مستأصل خواهيم كرد.
در اين هنگام كه قصد داشتند به مدينه حركت كنند، معبد خزاعى به آنان برخورد كرد، ابو سفيان گفت: در آن طرفها چه خبر است؟ معبد گفت: به خداوند سوگند محمد و ياران او را ديدم كه نسبت به شما در ناراحتى بسر ميبرند و در صدد