زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤٢ - (٢)(دلائل امامت امير المؤمنين
و ديگران منظور نيستند.
٣- كسانى كه ميگويند مقصود از «ولى» در آيه شريفه امامت و خلافت ميباشد عقيده دارند كه اين معنى جز در على بن ابي طالب ٧ بر ديگرى تطبيق نمىكند، و آيه كريمه متوجه شخص او مىباشد زيرا كه ثابت شده در هر زمانى بيش از يك امام وجود ندارد.
اكنون كه روشن شد مقصود آيه شريفه امامت است و ما سابقا ثابت كرديم كه امامت هم حق علي ٧ است ثابت مىگردد كه اين آيه متوجه شخص او ميباشد و در اين مورد سخن فراوان است هر كس دنبال تفصيل اين مطلب ميباشد به كتب بزرگ در اين فن رجوع كند.
و اما نص از طرق اخبار و روايات مانند گفتار حضرت رسول ٦ كه در غدير خم فرمودند «من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه» و نيز فرمودند: «انت منّي بمنزلة هارون من موسى» اين دو خبر شريف را شيعه و ناصبى هم روايت كردهاند و تمام امت مسلمان اين حديث را پذيرفته و اگر چه در تفسير و تاويل آن اختلاف نمودهاند و در باره حديث غدير بدو طريق ميتوان استدلال كرد.
اول- اينكه حضرت رسول ٦ در روز غدير وجوب اطاعت خويش را براى مسلمين تقرير كرد و فرمود: «ا لست اولى بكم من انفسكم» مردم همگان فرمايش آن جناب را تصديق كردند و اعتراف نمودند پيغمبر بلافاصله على ٧ را بالاى دست مبارك خود بردند و عطف به جمله ما قبل فرمودند: «من كنت مولاه فهذا مولاه» و در پاره از روايات ديگر آمده «فهذا علىّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
حضرت رسول ٦ در باره امير المؤمنين جملهاى را فرمودند كه قبلا در باره او گفته بودند زيرا كه لفظ «مولى» همان معنى «اولى» را در بردارد اگر چه از براى آن معانى ديگرى هم ذكر شده است و ليكن معلوم است كه مقصود از اين لفظ در اين مورد بخصوص همان معنى اولى است و حضرت رسول هم اين مورد را در نظر داشته