زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٦٠ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
هنگامى كه پيغمبر بخود آمدند به علي فرمودند: اكنون از خداوند بخواهيد تا آفتاب را براى شما برگرداند، خداوند آفتاب را براى تو مراجعت خواهد داد، زيرا كه تو از خداوند و رسولش فرمان بردارى كردهاى، امير المؤمنين هم از خداوند خواستار شدند تا آفتاب را پس از اينكه در افق فرو رفته بود براى او برگرداند.
در اين هنگام پروردگار دعاى علي ٧ را اجابت فرمود و قرص خورشيد پس از فرو رفتن در افق مراجعت كرد، امير المؤمنين نماز عصر را خواندند و بعد از اين بار ديگر در افق ناپديد شد، اسماء بنت عميس گويد: به خداوند سوگند ما در هنگام غروب آفتاب صداى مخصوصى مثل اينكه چوبى را بوسيله اره ميبرند از وى ميشنيديم.
مرتبه دوم كه آفتاب براى آن جناب مراجعت كرد در وقتى بود كه: حضرت امير ٧ تصميم گرفتند از فرات عبور كنند، گروه زيادى از ياران آن جناب به عبور دادن چهارپايان و وسائل زندگى خود مشغول شدند و علي ٧ به اتفاق چند نفر از اصحابش نماز عصر را خواندند.
در اين هنگام كه هنوز مردم به عبور دادن وسائل زندگى خود بودند، آفتاب غروب كرد و نماز عدهاى از آنان فوت شد و گروهى نيز از فضل نماز جماعت محروم شده بودند، مردم در اين موضوع با هم سخن ميگفتند، امير المؤمنين ٧ گفتار آنان را شنيد و از خداوند خواست تا خورشيد را برگرداند.
خداوند متعال دعاى آن حضرت را اجابت فرمود و خورشيد پس از ناپديد شدن مراجعت كرد و حضرت بار ديگر به اتفاق يارانش نماز خواندند و چون سلام دادند آفتاب بلافاصله ناپديد شد، و خورشيد در هنگام غروب صداى شديدى نمود و مردم هم آن صدا را شنيدند- سيد حميرى در اين باره اشعارى دارد كه ذيلا ذكر مىشود:
|
ردّت عليه الشمس لما فاته |
وقت الصلاة و قد دنت للمغرب |
|
|
حتى تبلّج نورها في وقتها |
للعصر ثمّ هوت هوىّ الكوكب |
|
|
و عليه قد حبست ببابل مرّة |
اخرى و ما حبست بخلق معرب |
|
|
الّا ليوشع أوله من بعده |
و لردّها تأويل امر معجب |
|