زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٠٨ - وفات حضرت رسول
امير المؤمنين ٧ فرمود خداوند در مكانى كه از پيغمبر خود قبض روح كرد همان محل را براى دفن وى اختيار ميكند من اكنون بدن مبارك او را در حجره خودش دفن خواهم كرد مسلمين هم باين نظر راى موافق دادند.
عباس بن عبد المطلب دنبال ابو عبيده جراح كه گوركن مخصوص اهل مكه بود فرستادند و هم چنين زيد بن سهل را كه براى اهل مدينه گور ميكند احضار كردند اين دو نفر هر كدام بطريقى حفر قبور مىكردند عباس گفت خداوندا هر چه را كه براى پيغمبرت شايسته است پيش آور در اين هنگام زيد بن سهل را امر كردند تا بطريق مدنيان قبرى براى حضرت رسول مهيا سازد بعد از اينكه قبر كنده شد امير المؤمنين و عباس و فضل بن عباس و اسامة بن زيد جلو آمدند تا در دفن پيغمبر شركت كنند.
انصار فرياد زدند: يا على براى خداوند و حقى كه ما داريم يكى از انصار را هم در دفن پيغمبر شركت دهيد تا ما هم در اين موضوع بهره و نصيبى داشته باشيم، علي ٧ فرمود: اوس بن خولى كه مردى از بنى عوف بود و در جنگ بدر نيز شركت داشت پيش آيد و در تشريفات دفن شركت كند.
امير المؤمنين به اوس بن خولى فرمود: اكنون داخل قبر شويد، اين مرد پس از اينكه داخل در قبر شد امير المؤمنين بدن پيغمبر را بطرف قبر سرازير كرد و بدن مبارك در قبر جايگير شد، و بعد از اين به اوس فرمود: شما اكنون از قبر بيرون شويد، و خود حضرت داخل در قبر شد.
پس از اينكه علي ٧ داخل قبر شد كفن را از صورت پيغمبر ٦ دور كرد و چهره مباركش را بر زمين گذاشت و بطرف قبله گردانيد، بعد از اين لحد گذاشت و خاك بر آن ريخت- و بدين وسيله تشريفات دفن پيغمبر نيز پايان يافت و عدل و تقوا و علم و دانش و فضيلت در دل خاك پنهان شد.
در اين هنگام كه امير المؤمنين به تغسيل و تكفين و تدفين پيغمبر اشتغال داشتند و براى مصيبت وارده در خانه نشسته بودند و خاندان بنى هاشم نيز در اين امور با وى بودند، جماعت منافقين در خارج براى موضوع خلافت و امامت با يك