زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤١٥ - (مناقب حضرت موسى بن جعفر
آنها را نهى كرد، سپس پرسيد اين مرد عمرى در كجا زندگى ميكند، عرض كردند:
وى در يكى از نواحى مدينه به كشت و زرع مشغول است.
حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام بر الاغى سوار شدند و بطرف مزرعه اين مرد رفتند هنگامى كه به مزرعه او رسيد با الاغ داخل مزرعه او شد، عمرى فرياد زد زراعت ما را پاى مال نكن، حضرت به سخنان او توجهى نكرد و با الاغ خود از ميان مزارع گذشت تا خود را به او رسانيد، سپس از الاغ پائين شد و در نزد او جلوس فرمود، و با وى به شوخى و خنده پرداخت.
پس از اين فرمود: چه اندازه به شما ضرر رسيد؟ گفت: صد دينار، فرمود:
ميخواستى چه اندازه از اين مزرعه حاصل بردارى؟ گفت: من علم غيب نميدانم فرمود: چه اندازه اميدوار بودى؟ گفت: سيصد دينار، در اين هنگام كيسهاى را كه سيصد دينار در آن بود به آن مرد عمرى داد و فرمود: اين را بگير و زراعت هم در جاى خود هست و خداوند بهمان اندازه كه آرزو دارى به شما خواهد داد.
مرد عمرى از جايش برخاست و از پيشانى حضرت بوسيد و گفت: از لغزشهاى من درگذريد، موسى بن جعفر عليهما السّلام تبسمى كرد و پس از آن مراجعت كرد، هنگامى كه مراجعت به مسجد فرمود، مشاهده نمود عمرى در مسجد نشسته، چشم او كه بر حضرت افتاد گفت: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ».
راوى گويد: در اين هنگام رفقايش بطرف او رفتند و گفتند: قضيه چيست؟
تو كه بر خلاف اين عقيده داشتى! گفت: شما شنيديد كه من اكنون چه گفتم، وى در اين موقع با رفقايش در باره حضرت به گفتگو پرداخت، موسى بن جعفر از مسجد بيرون شد بمنزلش رفت، و به اشخاصى كه ميگفتند عمرى را بكشيم فرمود: كدام يك از اين دو مطلب بهتر است، كشتن او؟ يا كارى را كه من اكنون انجام دادم، و او را از رفتارش برگردانيدم؟.
٢- روات نقل كردهاند كه حضرت موسى بن جعفر دويست دينار تا سيصد دينار به اشخاص مرحمت ميكرد، و كيسههاى پولى كه امام ٧ انفاق مىنمود بعنوان ضرب