زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٧ - (حضرت رضا
بدرههاى سيم و زر را حاضر كردند، خطباء و شعراء بپا خواستند و فضائل حضرت رضا ٧ را براى مردم بيان داشتند و علت اين عمل مأمون را براى آنان توضيح دادند.
پس از اين ابو عباد عباس بن مأمون را پيش خواند، وى نزديك شد و پيش پدرش رفت و دست او را بوسيد و امر كرد تا بنشيند، بعد از وى محمّد بن جعفر بن محمّد را طلبيدند او هم نزد مأمون رفت و ليكن دست او را نبوسيد، به او گفتند: برويد جائزه خود را بگيريد، مأمون وى را فرياد زد و گفت برگرد جاى خودت بنشين، پس از اين ابو عباد علويان و عباسيان را دعوت كرد و تمام اموال را به آنان تقسيم نمود.
مأمون به حضرت رضا ٧ عرض كرد: براى مردم خطبه بخوان، حضرت پس از اينكه حمد خداوند را بجاى آورد فرمود: ما از نظر اينكه با پيغمبر قرابت داريم، حقوقى در گردن شما پيدا كردهايم، و شما هم بر ما حقى داريد، هر گاه شما حق ما را اداء كرديد ما هم حق شما را خواهيم داد، جز اين چند كلمه از آن حضرت چيز ديگرى نقل نشده است، و سپس مأمون امر كرد دينارهائى را بنام آن جناب سكه زدند، و در تمام شهرها بنام او خطبه خواندند، عبد الجبار بن سعد در اين سال بالاى منبر حضرت رسول ٦ بنام آن حضرت خطبه خواندند و گفتند: ولايت عهدى مسلمين به على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على عليهم السّلام واگذار شد.
|
ستة آباءهم ما هم |
أفضل من يشرب صوب الغمام |
|
مدائنى گويد: هنگامى كه حضرت رضا بعنوان ولايت عهدى جلوس كرد و خطباء و شعراء مقابل او ايستادند، و پرچمها بالاى سرش به اهتزاز درآمدند، در اين هنگام حضرت يكى از نزديكانش را نزد خود طلبيد و فرمود: از اين موضوع زياد خوشحال نباش و خودت را به اين چيزها مشغول نكن، اين امر به آخر نخواهد رسيد.
حسن بن سهل نوبختى گويد: هنگامى كه مأمون تصميم گرفت عقد ولايت عهدى را در گردن على بن موسى بگذارد، با خود گفتم: بايد من جريان اين قضيه را بررسى كنم و ببينم واقعا مأمون از روى ميل و رغبت اين عمل را انجام ميدهد و يا نظر ديگرى دارد، من با يكى از خدام مأمون كه گاهى اسرار دربار مأمون را به من اطلاع ميداد