زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٥٠ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
و پرچمها و باروبند خود همراه دارند.
جندب بن عبد اللَّه گويد: در اين هنگام علي ٧ دست مبارك خود را به پشتم زد و فرمود: اى برادر ازدى آيا مطلب براى تو روشن شد؟ عرض كردم: يا امير المؤمنين اينك فرمان در دست شما ميباشد هر گونه امر بفرمائيد اطاعت ميكنم، پس از اين جنگ شروع شد و من نيز در ميدان كارزار وارد شدم و چند نفر را بر خاك انداختم هنگامى كه با يكنفر از خوارج دست بگريبان بودم در اثر برخورد شمشير روى زمين افتادم، در اين بين ياران من سررسيدند و مرا از معركه بيرون كردند، هنگامى كه به خود آمدم جنگ تمام شده بود.
و اما اخبار امير المؤمنين ٧ از حوادث و وقايعى كه پس از آن حضرت ظاهر شد و از ستمهائى كه براى شيعيان آن جناب پيش آمد كرده از اين گونه مطالب در كتب اخبار زياد است و از اين گونه روايات تعبير به «فتن و ملاحم» مينمايند، اينك چند نمونه از آنها را ذيلا يادداشت ميكنيم.
١- امير المؤمنين به مردمان كوفه فرمود: پس از من مردى شكم بزرگ و گشاده گلو در ميان شما پيدا خواهد شد، او جز خوردن و شكم پر نمودن هنرى ندارد اين مرد سزاوار كشتن است و ليكن شما توانائى نداريد او را بكشيد، وى شما را امر خواهد كرد تا مرا دشنام دهيد و از من بيزارى جوئيد، شما در دشنام دادن بمن آزاد هستيد و اگر گرفتار شديد مرا سب كنيد زيرا كه موجب رهائى شما از عذاب است و براى من هم مزيد طهارت و پاكى خواهد شد.
و اما در مورد برائت اگر شما را امر كردند كه از من برائت حاصل كنيد، اين عمل را انجام ندهيد زيرا كه من بفطرت توحيد متولد شدهام و پيش از همه اسلام را اختيار كردهام و با حضرت رسول مهاجرت نمودهام، تمام اين موضوعات پس از شهادت امير المؤمنين ٧ در كوفه ظاهر شد، زياد بن ابيه و مغيرة بن شعبه و حجاج بن يوسف مردمان كوفه را به سب و برائت از وى دعوت ميكردند.
٢- هنگامى كه مروان حكم را در جنگ جمل به اسارت گرفتند حسنين عليهما السّلام