زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤٨ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
ميفرمود: شما مردى از امت مرا خواهى ديد كه نام وى اويس است، او از حزب پروردگار و حزب رسول است، وى در جنگ شهيد خواهد شد و گروه زيادى را شفاعت خواهد كرد، ابن عباس گويد: پس از اين جريان دلم آرام گرفت.
٤- امير المؤمنين ٧ فرمود: در ميان خوارج مردى وجود دارد كه دستش غير طبيعى است و بنظر بسيار شگفت مينمايد، و مانند زنان پستان دارد، وى بدترين مردمان است، و نزديكترين مردم بخداوند با وى جنگ خواهد كرد.
در اين هنگام «مخدج» در ميان خوارج نهروان هيچ گونه معروفيتى نداشت پس از اينكه آنان در نهروان كشته شدند علي ٧ در ميان كشتهشدگان وى را جستجو ميكرد و با خود ميگفت: به پروردگار سوگند من دروغ نميگويم و به من دروغ هم نگفتهاند، و به يارانش امر كرد تا جسد او را پيدا كنند.
هنگامى كه غبار جنگ فرو نشست، و ميدان كارزار روشن گرديد، علي ٧ گاهى سرش را بطرف آسمان بلند ميكرد، و زمانى بسوى زمين مينگريست، تا آنگاه كه بدن مخدج را مشاهده كرد، امير المؤمنين پس از اينكه مرده او را در ميان كشتگان يافت پيراهن وى را پاره نمود، ميان كتف مخدج غده بزرگى مانند پستان زنان وجود داشت كه چند دانه مو هم از وى روئيده شده بود، وقتى كه غده را ميكشيدند بازويش هم با وى حركت ميكرد، امير المؤمنين ٧ در هنگام مشاهده اين منظره تكبير گفتند و پس از اين فرمودند: اشخاص بصير و بينا از اين واقعه عبرت ميگيرند.
٥- علي ٧ در باره خوارج پيش از اينكه بطرف نهروان حركت كند و با آنان جنگ نمايد به يارانش فرمود: به خداوند سوگند ده نفر از آنان رهائى پيدا نخواهند كرد، و از شما نيز ده نفر بيشتر كشته نخواهند گرديد.
٦- جندب بن عبد اللَّه ازدى گويد: در جنگ جمل در ركاب علي ٧ با دشمنانش كارزار ميكردم و در اين موضوع هرگز گرفتار شك و ترديد نشدم تا آنگاه كه بسرزمين نهروان رسيدم، در اين هنگام مردد شدم و با خود گفتم: اين گروه كه در مقابل ما قرار گرفتهاند از قاريان قرآن و اخيار مسلمين هستند و من چگونه در اين امر