زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٢٤٧ - (٣)(معجزات و خوارق عادات امير المؤمنين
خودش گذشت، امير المؤمنين ٧ از اين نوع معجزات زياد دارد، و چون وقوع آنها در نزد مردم مشهور شده لذا كسى جرأت انكار آن را ندارد، و در كلمات و خطب آن جناب از حوادث و ملاحم بسيار سخن گفته شده و آن مطالب در سينههاى اشخاص محفوظ مانده است، اكنون چند مورد از آنها را ذيلا مينگاريم.
١- هنگامى كه بعد از قتل عثمان مردم با وى بيعت كردند فرمود: به من دستور دادهاند با ناكثين و مارقين و قاسطين جنگ كنم، پس از چندى امير المؤمنين ٧ با هر يك از اين سه گروه جنگ كردند.
٢- طلحه و زبير خدمت حضرت رسيدند و از وى اذن خواستند تا براى عمره حركت كنند، امير المؤمنين ٧ فرمود: به خداوند سوگند شما اراده عمره نداريد بلكه در نظر داريد بطرف بصره برويد، و اين دو نفر پس از خروج از مدينه بطرف بصره رفتند و در آن جا جنگ جمل را بر پا كردند.
٣- على ٧ در ذى قار نشسته بود و از مردم بيعت ميگرفت، در اين هنگام فرمود: اكنون از طرف كوفه هزار مرد خواهند آمد و با من بمرگ بيعت خواهند كرد، ابن عباس گويد: من اين اشخاص را شمردم نهصد و نود و نه نفر بودند، و ديگر كسى نيامد، من كلمه استرجاع گفتم و با خود انديشيدم كه چرا علي اين كلمه را بر زبان جارى كرد.
در اين هنگام كه در فكر فرو رفته بودم شخصى را از دور مشاهده كردم، اين مرد نزديك شد در حالى كه قبائى از پشم پوشيده بود، و آلات جنگ را نيز همراه خود داشت، اين مرد نزد على ٧ آمد و گفت دستت را نزديك كن تا با شما بيعت كنم امير المؤمنين سلام اللَّه عليه فرمود: با چه شرطى با من بيعت ميكنى؟ عرض كرد: به اطاعت از فرمان شما و جنگ كردن تا آنگاه كه در مقابلت كشته شوم، و يا خداوند شما را پيروز گرداند، حضرت پرسيد اسمت چيست؟ گفت: اويس، فرمود اويس قرنى؟ گفت: آرى.
امير المؤمنين ٧ پس از اين فرمود: اللَّه اكبر از حبيب خود پيغمبر شنيدم كه