زندگاني چهارده معصوم (ترجمه إعلام الورى بأعلام الهدى شيخ طبرسي) - عطاردي، عزيزالله - الصفحة ٤٤٨ - (حضرت رضا
ارتباط برقرار كردم و نامهاى توسط وى براى مأمون فرستادم.
در نامه نوشتم: ساعتى را كه براى عقد ولايت عهدى انتخاب كردهايد مناسبت ندارد زيرا قران كواكب كاملا در جهت نحوست و نكبت است و اين امر به پايان نخواهد رسيد، من امير المؤمنين را مطلع كردم تا ساعت را تغيير دهند كه موجبات ناراحتى براى ما پيش نيايد.
مأمون براى من نوشت كه ذو الرياستين[١] اين ساعت را انتخاب كرده است، و اينك بايد از اين نظريهات برگردى و عقيدهات را هم در جايى نقل نكنى، اگر ذو الرياستين هم بار ديگر از عقيده خود دست بردارد معلوم است شما وى را تحريك كردهاى اگر در اين مطلب زياد پافشارى كنى و ساعت مقرر را تغيير دهى ترا خواهم كشت حسن بن سهل گويد: در اين هنگام دنيا بر من تنگ شد، و ليكن بمن رسانيدند كه فضل بن سهل اين ساعت را انتخاب كرده است، و لذا از نظريه خودم برگشتم چون ميدانستم فضل در علم نجوم اطلاعات كافى دارد، من بر نفس خود ترسيدم و نزد فضل رفتم، گفتم: آيا در آسمان ستارهاى مباركتر از مشترى پيدا مىشود؟ گفت: نه، گفتم:
پس عقد ولايت عهدى را در هنگام شرف مشترى ببنديد كه مباركترين ايام فلك است، و ليكن او از جهت خوف مأمون نتوانست عقيده خود را تغيير دهد.
ياسر خادم و ريان بن صلت گويند: پس از اينكه عقد ولايت عهدى براى حضرت رضا ٧ برگزار شد، در اولين عيدى كه رسيد مأمون گفت: على بن موسى براى مردم نماز بخواند و خطبه انشاد نمايد، حضرت رضا براى مأمون پيغام فرستاد كه با شما شرط كردم در اين گونه امور دخالت نكنم، اكنون مرا از رفتن نماز واگذاريد، مأمون گفت:
من در نظر دارم شما خطبه بخوانيد تا فضل و شرف شما براى مردم روشن شود.
چون رفت و آمد از طرف مأمون زياد شد و حضرت امتناع ميكرد، لذا در آخرين بار فرمودند: اگر وى مرا معفو نميدارد من براى نماز همان طورى كه حضرت رسول ٦ و امير المؤمنين ٧ بيرون ميشد خارج خواهم شد، مأمون گفت: هر طور كه ميل داريد
[١] مقصود فضل بن سهل نوبختى است.