رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٢ - مناجات عيسى بن مريم
بگردان.
(١) اى عيسى، نكوكاران را رهنما باش و با آنها در نكوكارى مشاركت كن و گواهشان باش، و به ستمگران بنى اسرائيل بازگوى: اى هماغوشان بدى و شرارت، اگر به تبهكارى پايان ندهيد شما را به صورت ميمونها و خوكان در آرم.
(٢) اى عيسى، به ستمگران بنى اسرائيل بازگوى: حكمت از بيم من گريان است و شما خندان ناسزا مىگوييد؟ آيا سند برائت (و بىگناهى و ايمنى از بازخواست) از من داريد؟ يا از عذابم نزد شما امان نامهايست؟ يا در معرض كيفرم هستيد؟ به (ذات) خودم سوگند كه شما را عبرت آيندگان سازم.
(٣) سپس اى پسر مريم باكره پاكدامن، تو را سفارش كنم در حقّ سرور پيامبران و دوستم احمد صاحب اشتر سرخ موى و داراى چهره رخشنده، به نور تابنده، با دلى پاك، به نبرد سخت بيباك، شكوهمند ارجمند كه همانا رحمت بر جهانيان و سرور آدميزادگان است بدان روز كه مرا باز بيند، از همه پيشگامان نزدم گرامىتر و نزديكترين مسلمانان به من است، آن عربى مكتب نديده، به دين من گرويده، براى ذات من شكيبايى كشيده، آن رزمنده كه براى دفاع از دين من با مشركان جهاد كند. و (تو را سفارش كنم) كه بنى اسرائيل را از او آگاه كنى و به ايشان بفرمايى كه او را باور دارند و به او ايمان آرند و از او پيروى كنند و ياريش دهند. (عيسى ٧) گفت: بار الها او كيست كه بايد بدين پايه پسنديدهاش دارم؟ فرمود: او محمد، فرستاده خداست بر تمام مردم و مقامش نزد من از همه نزديكتر و شفاعتش از همگان رواتر، خوشا بر او در پيامبرى و خوشا بر امّتش (در فرمان پذيرى از او)، همانا مرا بر راه شريعت او باز بينند، مردم زمين مىستايندش و اهل آسمان برايش رحمت مىخواهند، امين فرخنده است، پاك است نزد من و بهترين باقيماندگان است. در آخر الزّمان بيايد، آنگاه كه آسمان درهاى (رحمت) سيلآساى خود را بگشايد و زمين شكوفايى خود را بيرون آرد تا بركت خود را بنماياند. بر هر چه او دست نهد بر آنان بركت دهم، همسر بسيار و فرزند اندك باشدش.
(٤) اى عيسى، به هر چه تو را به من نزديك كند رهنماييت كردم و از هر چه از من دورت كند نهيت كردم پس خير انديش و دلسوز خويش باش.
(٥) اى عيسى، دنيا شيرين است و من تو را در آن به كار گرفتم، از آنچه در دنيا بر حذرت داشتم دورى كن و آنچه را براى زيستنى سهل و ساده به تو دادم از آن برگير.
(٦) اى عيسى، به كردار خود چنان بنگر كه بنده گنهكار خطا كردهاى مىنگرد و به كار ديگرى منگر، در دنيا زاهد باش (ولى) در آن رهبانيّت پيش مگير كه نابود شوى.[١]
[١]« كن فيها زاهدا و لا ترهب فيها فتعطب»- مراد اين كه زهد، يعنى كم ميلى به دنيا مانعى ندارد و سفارش هم شده ولى رهبانيّت كه( در لغت) به معنى هراس و وحشت و( در اصطلاح) ترك مطلق دنياست سبب نابودى مىشود.( و از همين جهت گفتهاند: لا رهبانيّة في الاسلام- در اسلام رهبانيّت نباشد.- م.)