رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧١ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
دور انداز و با هواى نفس مخالفت كن و بدان كه از ديده خدا دور نيستى و بنگر كه (با او) چگونهاى.
(١) و فرمود ٧: خداوند به يكى از پيمبران (چنين) وحى فرمود: اما (بدان كه) زهد تو نسبت به دنيا آسايشت را بزودى فراهم آرد، و امّا روى نهادنت به من تو را به سبب من عزيز (و پيروز) مىسازد ولى آيا با دشمن من دشمنى ورزيده و با دوستم دوستى گزيدهاى؟ (٢) روايت شده است كه بارى پارچههاى گرانبهاى آن حضرت را براى او مىآوردند و در راه آن را بربودند. آن كس كه بار را مىآورد در نامهاى ماجرا را به وى بازنوشت. (حضرت) به خطّ خويش مرقوم فرمود: جانها و مالهاى ما از موهبتهاى گواراى خداوند و عاريت و سپرده اوست، آنچه از آن بهرهمند شويم مايه شادى و خوشى است و آنچه از آنها را هم ببرند (براى ما) مزد و ثواب است.
پس هر كه بيتابيش بر شكيباييش چيره آيد مزدش تباه شده، و پناه بر خدا از آن (مزد تباهى)! (٣) و فرمود ٧: هر كه حاضر و ناظر كارى باشد و آن را ناپسند دارد مانند كسى است كه (آن هنگام) غايب بوده و هر كه در كارى حاضر و ناظر نباشد ولى بدان راضى باشد مانند كسى است كه خود در آن حضور (و مشاركت) داشته.
(٤) و فرمود ٧: هر كه گوش به گفته سخنگويى دهد در واقع او را پرستيده، اگر سخنگوى خداست پس خدا را پرستيده و اگر سخنگوى شيطان است پس شيطان را پرستيده است.
(٥) داود بن قاسم[١] گفت: معنى «صمد» را از آن حضرت پرسيدم. (امام) ٧ فرمود: آن است كه او را ناف نباشد. گفتم ديگران مىگويند: آن است كه درون تهى نباشد. حضرتش ٧ فرمود: هر درون تهى را ناف باشد.[٢] (٦) ابو هاشم جعفرى گويد:[٣] گويد: در روزى كه آن حضرت، امّ فضل دختر مأمون را به همسرى گرفت، گفتم: اى سرور من امروز بركت بزرگى به ما رسيد. (امام) ٧ فرمود: اى ابا هاشم، بركتهاى خداست كه در اين روز بر ما بزرگ شده. گفتم آرى سرور من، پس امروز چه گويم؟ فرمود:
خير بگو تا خيرت رسد. عرض كردم اى سرور من چنين كنم و خلاف اين نكنم (امام) ٧ فرمود: در اين صورت درست مىروى و جز خير نمىبينى.
(٧) به يكى از دوستدارانش نگاشت: اما، اين دنياست كه ما در آن به فرمان ديگرانيم ولى هر كه آرزويش همان آرزوى دوست خويش باشد و به دين او گرايد هماره با اوست.[٤] و آخرت است كه سراى درنگ جاودانى باشد. (٨) و فرمود ٧: پس انداختن توبه فريبخوردگى است؛ و دست بدست كردن بسيار، سرگردانى، و عذرتراشى در برابر خدا هلاكت و پافشارى بر گناه، ايمن شمردن
[١] شرح حالش پيشتر گذشت ص ٤٦٢- م.
[٢] براى مفاهيم« صمد» رك: پابرگ ص ٦٨ در شرح بيان امير مؤمنان ٧ كه فرمود:« صمد لا بتبعيض بدد»
[٣] ابو هاشم داود بن قاسم شرح حالش پيشتر گذشت، ص ٤٦٢- م.
[٤] مراد اين كه اگر ميل و آرزوى تو با من باشد و مرا دوست داشته باشى هر جا من باشم تو هم با من خواهى بود.