رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٨٣ - كوتهسخنان امام(صادق)
فرمود: اى پسرك من، هر كه رفيق بد گيرد به سلامت نماند. و هر كه سخنش را مهار نكند پشيمان شود. و هر كه جايهاى بد رود متّهم گردد. عرض كردم: اى پسر دخت پيامبر خدا، پس آن سه چيز كه از آنها بازت داشت چه بود؟ (امام) ٧ فرمود: از اين كه با حسود بر نعمت و سرزنشكننده بر مصيبت (ديگران) يا سخن چين رفاقت كنم مرا نهى كرد.
(١) و فرمود ٧: شش (صفت) در مؤمن نباشد: سختگيرى، بىخيرى، رشك، لجاجت، دروغ و تجاوز.
(٢) و فرمود ٧: مؤمن ميان دو بيم قرار گرفته: (بيم از) گناه رفته كه نمىداند خدا در باره آن با او چه مىكند و (بيم از) عمر باقى مانده كه نمىداند در آن چه موجبات هلاكى به دست مىآورد. پس او شب را به روز نيارد و روز را به شب نرساند مگر آنكه هماره بيمناك باشد و جز همين بيم او را اصلاح نكند.
(٣) و فرمود ٧: هر كس به اندك روزى خدا داد خرسند باشد خدا هم اندك عمل او را بپذيرد و هر كس به اندكى درآمد حلال قانع است هزينهاش سبك و كسبش پاك و فراسوى حدّ ناتوانى (و فقر) باشد.
(٤) سفيان ثورى گفت: بر (حضرت) ابى عبد اللَّه ٧ در آمدم و عرض كردم: اى پسر پيامبر خدا، شب را چگونه به روزى رساندى؟ (امام) ٧ فرمود: به خدا محزون و دلباختهام.
عرض كردم: چه چيزى محزونت كرده و چه چيز دلت را مشغول داشته؟ (امام) ٧ به من فرمود: اى ثورى، به راستى، هر كه را دين پاك خدا به دل درآمد از آنچه جز اوست بازش دارد.
اى ثورى، دنيا چيست؟ و اميد مىرود چه باشد؟ آيا دنيا جز خوراكى است كه آن را مىخورى يا جامهاى كه آن را مىپوشى يا مركبى كه سوارش مىشوى؟ به راستى مؤمنان اطمينان (و دلبستگى) به دنيا ندارند و از (لحظه) گام نهادن به آخرت ايمن نيستند. دنيا سراى فنا و آخرت سراى بقاست و اهل دنيا، اهل بيخبرى. به راستى، اهل تقوى كم هزينهترين مردم دنيا و پركمكترين ايشانند، اگر (طاعت را) فراموش كنى به يادت آرند و اگر به يادت آرند نيك آگاهت كنند. در دنيا چنان درآى (و بزى) كه گويى در منزلگاهى موقّت بار افكندهاى و از آن كوچ خواهى كرد يا چون مالى كه به خواب بيابى و چون بيدار شوى چيزى از آن در دستت نباشد. چه بسيار آزمند به كارى كه چون در رسدش بدبختش كند و چه بسيار رهاكننده كارى كه چون آيدش نيكبختش كند.[١] (٥) به او گفتند: دليل بر (هستى خداى) يكتا چيست؟ (حضرتش) ٧ فرمود: آن نيازى كه در آفريدگان است.
[١] كلينى مضمون اين خبر را در الكافى، ج ٢ ص ١٢٣، از جابر، از( حضرت) على بن حسين ٧ روايت كرده( و قسمت اخير حديث ملهم از آيه شريفه ٢١٦ سوره بقره است كه فرمايد: وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ...- چه بسا چيزى كه خوش نداريد در حالى كه براى شما خير است.- م.)