رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٤ - توصيف او(على)
ريششان به درد آيد. (١) چون به آيهاى كه در آن تشويقى است بگذرند بدان دل سپارند و جانشان از شوق سر برآرد و پندارند كه آن وعده را فرا روى خود (عيان) دارند و چون به آيهاى كه در آن بيمى است بگذرند آن را به گوش دل خويش بشنوند و پندارند كه (طنين) دم برآوردن و دم فرو كشيدن دوزخ در بن گوش آنان است. آنان كمر (طاعت) دو تا كرده و (به سجود) پيشانيها و كفها و سر انگشتان بر زمين نهاده از خداى بزرگ آزادى خويش را (از عذاب رستاخيز) درخواست دارند.
(٢) امّا به روز، فرزانگان و دانايان و نكوكاران و پرهيزگارانند و بيم (از خدا) آنان را چون چوبه تير تراشيده و نزار كرده، هر بينندهاى كه بديشان بنگرد بيمارشان پندارد و گويد: آشفته عقلند. در صورتى كه آنگاه كه به ياد بزرگى خداى تعالى و شدّت قدرت اويند، همراه با ياد مرگ و هراسهاى قيامت، نگرانى و انديشهاى بزرگ با نهاد با اين گروه آميخته و اين نگرانى دلهايشان را از جا كنده و هوششان را آشفته و ربوده و خردشان را از سر به در كرده است. و چون از اين رهگذر نگرانند، با كردارهاى خوب به درگاه خدا شتابند، به اندك (عبادت) خرسند نشوند و بسيارش را نيز (به درگاه او) فزون نشمارند. خويشتن را (به كوتاهى) متّهم دارند و از كردار خود نگرانند. هر گاه يكى از آنان را به پاكى بستايند از آنچه در حقّش گويند بهراسد و گويد: من بر (حقيقت) خويش داناتر از ديگرانم و پروردگارم به من داناتر از خود من است. بار الها مرا بدان چه گويند به باز خواست مگير و از آنچه پندارند بهترم فرما، و بر آنچه از من نمىدانند مرا بيامرز كه تو داناى نهانهايى.
(٣) نشانه هر يك از آنان اين است كه او را بينى: در دين نيرومند است و با آرامى (ظاهر) بيمى (در دل) دارد و ايمانى در حدّ يقين و علاقهاى شديد به دانش و نرمشى هوشمندانه و بخششى دلسوزانه و فهمى در فقه و دانشى بردبارانه و اعتدالى در توانگرى و خشوعى در عبادت و آراسته نمايى[١] (و آبرو دارى اى) در تنگدستى و شكيبايىاى در سختى و ترحّمى بر دستاورد[٢] (خويش از توشه آخرت) و بخشندگىاى در حق (ديگران) و مداراى در كسب. در پى روزى حلال است و بر رهيابى چالاك و از طمع پرهيزگار و بر نكوكارى پايدار و بگاه شهوت خويشتن دار. ستايش آن كس كه او را نمىشناسد فريبش ندهد و حساب كار خود را از دست ننهد و كند كارى نكند، براى كار (دنيوى) خود بىشتاب است. كردار نيكو كند و با اين همه (از تقصير طاعت) بيم دارد. شام كند و همّتش صرف سپاسگزارى (خدا) باشد، و بامداد كند و همّتش مصروف ياد خدا باشد. شب را به پرهيز بگذراند و شادمانه به صبح آرد. از غفلتى كه از آن پرهيزش دادهاند بپرهيزد و به فضل
[١] در متن« تجملا» آمده كه مراد همان حفظ آبرو و رخسار به سيلى سرخ نشان دادن است و در پارهاى نسخهها[ تحملا في فاقة- شكيبايى و بردبارى در فقر] آمده است.
[٢] رحمة للمجهود- به معنى ترحّم و دلسوزى بر دسترنج و محصول كوشش خود كه به مفهوم احتراز از تبذير و حيف و ميل دستاوردهايى است كه جنبه مادّى دارد و نيز مراد از« مجهود» دستمايه و توشه آخرت است كه دلسوزانه از آن نگهدارى مىكند و با عملى خلاف سرمايه و اندوخته آخرتش را به باد نمىدهد.- م.