رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩ - ره آوردهاى خرد چيست؟
اگر به سخنان پيام آوران و سفارششدگان پيشين و پيروانشان بنگرى، تمامى آن گفتهها را كه دوستى راستين صالح، و انديشمندى الهى، و سخن پردازى زبان آور، و سخنورى رساگوى، و عارفى بيدار دل، و پيشوايى پيروى شده از روزگار آدم ٧ به اين سو، گفته است؛ فروتر از كلام سرور ناطقان به ضاد[١] پيامبر بزرگوار و پيك قرآن و حكمت و نيز سخن سفارششدگان[٢] برگزيده او مىيابى و مىبينى كه گفتارهاى نيكوى آنان در برابر سخنان والاى اينان نارس است و حكمتهاى آنان در برابر حكمتهاى اينان ناقص مىنمايد و هيچ يك از حكيمان و خداوندان بلاغت روزگار از گذشته و آينده هر چند با يك ديگر هم پشتى كنند، سخنى مانند اينان نياورده و نخواهند آورد كه زبان هر گوينده سخن سراى زبان آورى از نظير گويى اينان باز مانده و بيان هر صاحب كلام دلاويز سخن گسترى بر ايشان حسرت برده و هرگز بپايشان نرسيده و به بىكرانى كلام اينان راه نجسته است.
بارى اين سخنان كه از سرچشمه وحى فيض بخش خاندان عصمت تراوش كرده «رهاورد خرد»[٣] است كه آيتى از فصاحت و بلاغت و استوارى لفظ و معنى، و فروتر از كلام آفريدگار و فراتر از گفتارهاى بشر است. و هر كس در آنها نيك بنگرد قوىترين برهان و رهنماترين دليل را بر پيشوايى اين سروران و فرمانروايان پيشواى ملك سخن و حكمتآموزان مىيابد و بزرگترين معجزه و سترگترين كرامت آن نفوس قدسى پاكيزه را مىبيند كه هماره جاويد و فرا ياد مىماند و بازگو مىشود و سپاس مىفزايد.
بر گرانقدرى و فخر اين دودمان پاكيزه، همين گفتارهاى جاودانه بس كه از صدق منطق آنان چون گزيده آثار روزگار بر جاى مانده و نيكو سخنانى كه خداوند به الهام خويش بر زبان آنان گذرانده چنان كه تمام جامعه بشرى بدان نيازمند است و امّت اسلام بدان اصلاح پذيرد و هر دانشى مرد حكيم و خردمند آزموده و اخلاقشناس كريم و فيلسوف هشيار و عارف پند آموز بيدار و پيشواى مصلح بدان حاجتمند است.
آرى، به راستى هر گاه سخن ارزشمندى كه به يكى از بزرگان جهان نسبت داده شده و آويزه گوشها گشته است، شنيدى مطمئن باش كه از اين آبشخور گواراى زلال سرچشمه گرفته و هر گاه حكمتى بليغ يا اندرزى نيكو به گوشت خورد كه سخنوران بليغ به زبان به زبان مىگردانند، يقين داشته باش كه قطرهاى از اين درياى پهناور ناپيدا كرانه است و هر گاه رفتار صلاح انديشى يا كردار شخص صالحى كه به نيكوترين و معتبرترين كار دست يازيده تو را خوش آمد، بدان كه همه منتهى به كردار
[١] تلفظ حرف ضاد به تجويد و درستى از ويژگيهاى اعراب است و از اين رو اعراب خود را« ناطقان به ضاد» خوانند و به نكوگويى حرف ضاد مباهات كنند و مراد از« سيّد من نطق بالضّاد» كه در متن آمده، پيامبر خدا ٦ است.- م.
[٢] اوصياء او عليهم السّلام.
[٣] متن: تحف العقول.- م.