رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧١ - سخنرانى على
پروردهاى وجود نداشت، (١) و به حقيقت خداى بود آنگاه كه خداشناسى[١] نبود، و شنوايى را سزاوار[٢] بود آنگاه كه هنوز شنيدهاى نبود، و مىدانست آنگاه كه دانستهاى نبود، و توانايى را مىسزيد آنگاه كه توانايى پذيرى نبود، نه چنان است كه از هنگام آفريدن آفريدگان شايسته نام آفريدگارى شود[٣] و نه اينكه شايسته نام جان آفرينى شود، آنها را از هم جدا كرد (ولى) نه از چيزى، و بهم پيوست (امّا) نه با چيزى، و آنها را سنجيد نه به گماشتن همّت، اوهام را بر گوهر هستى او راه نيست و ذاتش در فهمها در نگنجد، «كى» شد و «كى» بود را در او راهى نيست،[٤] و حرف «قد» (كه براى بيان تقرّب و تحقق مىآيد) او را نزديك نكند،[٥] و (لفظ) «شايد»[٦] (و ترديد و مگر) چيزى را بر او پوشيده ندارد و كلمه «مع- با»[٧] (كه به معنى همراهى است) او را با چيزى قرين و همراه نسازد،
[١] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« و لا مألوه»[ اذ لا مألوه- آنگاه كه كسى كه الهى داشته باشد هنوز وجود نداشت] آمده است و به طور كلى يعنى وقتى عابدى نبود او معبود بود.
[٢] اينكه گويد:« تأويل السمع- شنوايى را مىسزيد» از آن روست كه حقيقت شنوايى( به مفهوم بشرى) بر ذات حق تعالى اطلاق نمىشود و بلكه تعبيرى از دانش او به شنيدههاست.
[٣] از آن روست كه آفرينشى كه از صفات كمال الهى است عبارت از توانايى او بر تمام چيزهايى است كه دانسته نيكوتر است و خود آفرينش نيز از آثار اين صفت كمالى است امّا كمال حق تعالى تنها بر آن متوقّف( و منحصر) نمىشود.
[٤] در اصل« لا تفوقه متى» آمده ولى در پارهاى نسخههاى تازه كه شايد صحيحتر نيز باشد[ لا يوقته متى-« كى» او را به چنبره زمان نگنجاند] و مراد آن است كه او را زمان آغازى نيست كه گفته شود: كى به وجود آمد و كى دانست و كى تقدير فرمود و از اين دست.
[٥] يعنى از آنجا كه مشمول زمان نيست كلمه« قد» كه در زبان عربى براى نزديك ساختن گذشته به زمان حال استعمال مىشود او را نزديك نمىكند يا در دانش او شدّت و ضعفى نيست كه با كلمه« قد» كه براى بيان محقّق بودن علم به حصول چيزى به كار مىرود او را به تحقّق نزديك سازد.( به عبارت ديگر هيچ يك از مفاهيم لفظ« قد تقريبى» و« قد تحقيقى» حقيقت ناب او را كه حقيقت محض و محض حقيقت است و به تحقّق مطلق كه عين ذات اوست نزديك نمىسازد چه اين تحصيل حاصل است.- م.)
[٦] لفظ« لعلّ- شايد» كه براى بيان احتمال و اميد داشتن به انجام امرى در آينده به كار مىرود او را در پرده ابهام نگاه نمىدارد زيرا امور آينده از او پنهان نيست و شكّى در چيزى ندارد كه بگويد« شايد».( چنين شود يا نشود.- م.)
[٧] چنان كه گفته شود چيزى از ازل« با» او همراه بود يا كلمه« مع- با» به مفهوم مطلق همراهى و معيّت بيايد، بنا بر نفى زمان و نيز بنا بر نفى هر گونه معيّت و همراهى اعمّ از همراهى زمانى و غير آن.