رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٧
خاربن «عوسج»[١] انگور، و از بوته حنظل انجير چيده شود؟ همچنين گفته داناى دروغزن را جز تزوير اثرى نباشد و نه چنان است كه هر كه سخنى گويد راست گويد.
(١) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى كه زراعت در دشت خاكى هموار رويد نه بر سنگلاخ[٢]، همچنين حكمت در دل فروتن پرورش يابد و در دل متكبّر زورگو پرورش نيابد، آيا ندانيد كه هر كه سر بر سقف برفرازد سرش بشكند و هر كه سر فرود آرد زير سقف سايبان گيرد و مأوى يابد، همچنين هر كه به خدا فروتنى نكند خدايش پست كند و هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش برافرازد. به راستى چنين نيست كه در همه حال عسل در خيك خوش باشد، همين گونه چنين نيست كه دلها در همه حال حكمت پرور باشد. در حقيقت، خيك تا ندريده يا نخشكيده يا بوى نگردانده، ظرف عسل تواند بود، همچنين دلها، تا شهوات آنها را ندريده و طمع چركينشان نكرده و خوشى و نعمت خشك و سختشان نكرده ظرف و جايگاه حكمت توانند بود.
(٢) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى آتشسوزى در خانهاى رخ دهد و پيوسته از خانهاى به خانهاى سرايت كند، خانههاى بسيارى را بسوزاند مگر اينكه آن خانه نخست را (بگاه) دريابند و از بن براندازند و آتش در آن ميدان فعاليتى نيابد، همچنين است نخستين ستمكار اگر جلوى دست او را بگيرند پس از او پيشوايى ستمگر نيايد كه (ديگران هم) به او اقتدا كنند چنان كه اگر آتش در نخستين خانه چوب و تختهاى نيابد چيزى را نسوزاند.
(٣) به حقيقت به شما مىگويم: هر كسى بنگرد كه مار آهنگ گزيدن برادرش را كرده و او را بر حذر ندارد تا مارش بكشد از شركت در خون وى برى نيست. همچنين است هر كه ببيند برادرش خطايى مىكند و او را از سرانجامش بر حذر ندارد تا گناهش فراگيرد، از شركت در گناه او برى و ايمن نيست. هر كه بتواند ستمكارى را از ستم منصرف كند و چنين نكند خود نيز چون همان
[١] عوسج، نوعى خار كه آن را شوكل نيز گفتهاند.- م.
[٢] عبارت انجيل مرقس، ص ٤، در اين باب چنين است:« گوش گيريد، اينك برزگرى به جهت تخم پاشى بيرون رفت و چون تخم مىپاشيد قدرى بر راه ريخته شد، مرغان هوا آمده آن را برچيدند و پارهاى بر سنگلاخ پاشيده شد در جايى كه خاك بسيار نبود، پس چون كه زمين عمقى نداشت بزودى روييد و چون آفتاب بر آمد سوخته شد و از آن رو كه ريشه نداشت خشكيد و قدرى در ميان خارها ريخته شد و خارها نمو كرده آن را خفه نمود كه ثمرى نياورد و ما بقى در زمين نيكو افتاد و حاصل پيدا نمود كه روييد و نموّ كرد و بار آورد، بعضى سى و بعضى شصت و بعضى صد ...( و در دنباله اين تمثيل آمده است):
برزگر كلام را مىكارد و اينانند به كناره راه، جايى كه كلام كاشته مىشود و چون شنيدند فورا شيطان آمده كلام كاشته شده در قلوب انسان را مىربايد و ايضا كاشتهشده در سنگلاخ كسانى مىباشند كه چون كلام را بشنوند در حال آن را بخوشى قبول كنند و لكن ريشهاى در خود ندارند بلكه فانى مىباشند و چون صدمه يا زخمى به سبب كلام روى دهد در ساعت لغزش مىخورند و كاشتهشده در خارها، آنانى باشند كه چون كلام را شنوند انديشههاى دنيوى و غرور دولت و هوس و چيزهاى ديگر داخل شده كلام را خفه مىكند و بىثمر مىگردد و كاشتهشده در زمين نيكو آنانند كه چون كلام را مىشنوند آن را مىپذيرند و ثمر مىآورند.