رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٦
برخاسته انصاف ورزيد و از آن كه به شما ستم كرده بگذريد همان گونه كه دوست داريد بدى شما را ببخشند، پس از بخشايش خدا بر خويشتن عبرت گيريد، آيا نمىبينيد كه خورشيدش بر نكوكار و تبهكار شما يكسان مىتابد و بارانش بر نيكان و بدان شما يك نواخت فرو مىبارد. اگر چنان بوديد كه جز كسى را كه شما را دوست بدارد دوست نمىداشتيد و جز به كسى كه به شما نيكى كرده احسان نمىكرديد و جز به كسى كه به شما بخششى كرده پاداشى نمىداديد، آنگاه مزيّت شما بر ديگران چه مىبود؟ زيرا بىخردان هم كه فضل و درايتى ندارند همين مىكنند. ولى اگر مىخواهيد دوستان و برگزيدگان خدا باشيد با آن كس كه به شما بدى كند نيكى كنيد و بر آن كس كه به شما ستم كند ببخشاييد و به آن كس كه از شما رو بگرداند سلام گوييد،[١] سخنم را بشنويد و سفارشم را نگهداريد و پيمانم را مراعات كنيد تا دانايانى با فهم باشيد.
(١) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، دلهاى شما همان جاست كه گنجينههاى شماست. از اين رو مردم دارائيهاى خود را دوست دارند و جانهايشان مشتاق آنست[٢]. پس گنجينههاى خود را در آسمان نهيد كه نه آفت خوردش و نه دزدان بر آن دست يابند.
(٢) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، بنده نمىتواند دو بردهدار را خدمت كند و هر چه بكوشد ناگزير يكى را بر ديگرى ترجيح مىدهد همچنين دوستى خدا و دوستى دنيا براى شما فراهم نيايد.[٣] (٣) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، بدترين مردم مرد دانايى است كه دنيا را بر دانشش ترجيح مىدهد و آن را دوست دارد و مىجويد و براى آن مىكوشد تا آنجا كه اگر تواند مردم را سرگردان سازد چنان كند، پهنه تابش خورشيد كور را چه سود دهد كه آن را نتواند ديد، همچنين دانش دانايى كه به علم خود عمل نكند او را سودى ندهد، درختان را چه بسيار ميوهها باشد ولى همه سودمند و خوردنى نيست و چه بسيارند دانشمندان ولى همه ايشان از آنچه دانند سود نبرند.
و چه پهناور است زمين ولى تمامى نقاط آن مسكونى نيست، و چه بسيارند سخنگويان ولى تمامى سخنانشان (راست نباشد و) تصديق نشود. پس از دانايان دروغزن خود را حفظ كنيد، آنان كه پشمينه پوشند و سر خود به زير افكنند تا خطاهاى خويش را به تزوير، درست وانمود كنند و از زير ابروانشان خيره نگرند چنان كه گرگان خيره نگرند[٤] و سخنانشان مخالف كردارشان باشد. آيا از
[١] رك: انجيل متى، ص ٧ و ٨/ س ٤٢ تا ٤٨ با تشابه مضمون و تفاوت الفاظ.- م.
[٢] محدث نورى در كتاب خود به نام معالم العبر در بيان اين حديث گويد: يعنى دل هر كس همواره وابسته به گنجى است كه اندوخته، پس اگر گنج شما اعمال نيكى باشد كه در آسمان اندوختهايد دلهايتان آسمان مىشود، و مراد آن است كه تعلّق دل به گنجها و زخارف دنيوى با دوستى خداى تعالى جمع نيايد.( نيز رك: انجيل متى ص ٩، س ١٩ تا ٢٣)
[٣] رك: انجيل متى، ص ٩، س ٢٤ تا ٢٥، با تفاوت لفظ.- م.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« يرمقون من تحت حواجبهم»،[ يطرفون من تحت حواجبهم- زير چشمى از زير ابروانشان نگرند] آمده است.