رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩ - سخنرانى پيامبر
مستمندان مهربانى كند.
(١) خوشا بر آن مؤمنى كه از راهى جز نافرمانى خدا، مالى به دست آورد و در راهى جز نافرمانى خدا، صرفش كند و آن را به مردم بينوا باز دهد و از آنان كه خيالباف و فخر فروش و دنيا دوستند و بر خلاف روش من نو آورى نموده و بدان كار مىكنند بر كنار باشد.
(٢) خوشا بر آن كس كه با مردم نيكخويى كند و بدانان مدد رساند و گزندش را از آنان بگرداند.
سخنرانى پيامبر ٦ در حجّ بدرود
[١] (٣) سپاس از آن خداست، او را سپاس مىگوييم و از وى يارى مىجوييم و از او آمرزش مىخواهيم و بدو بازمىگرديم و از بديهاى خويشتن و بدكرداريهاى خود بدو پناه مىبريم. هر كه را خدا ره نمايد گمراهكنندهاى نباشد و هر كه را خدا بىراه دارد رهنمايى ندارد. و گواهى مىدهم كه جز خداوند، خدايى نيست، يكتا و بىانباز است، و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست.
(٤) اى بندگان خدا! شما را به پرهيزگارى خدا سفارش و بر اجراى فرمانش تشويق مىكنم و نخست آنچه خوب است از خداوند مىطلبم و سپس مىگويم: (٥) اى مردم! آنچه برايتان بيان مىكنم از من نيك بشنويد، به راستى نمىدانم شايد سال آينده در اين جايگاه ديگر با شما ديدار نكنم.
(٦) اى مردم! (ريختن) خون و آبروى شما بر شما حرام است تا به پروردگارتان برسيد، همانند حرمت اين روز شما در اين سرزمين شما. هان، آيا پيام گزاردم؟ ... بار الها گواه باش.
(٧) هر كس را امانتى سپردند بايد به سپارنده باز پردازد؛ و به راستى هر بهره پول مانده از دوران جاهليّت باطل شده است و همانا نخستين بهره پولى كه به لغو آن آغاز كنم بهره پولهاى عبّاس بن عبد المطّلب است، و نيز هر خونخواهى كه از دوران جاهليّت مانده ملغى است و همانا نخستين خونى كه از آن درگذرم خون عامر بن ربيعه پسر حارث بن عبد المطّلب[٢] است[٣]، و به راستى رسمهاى روزگار جاهلى همه ملغى است بجز خدمتگزارى (خانه كعبه) و آب رسانى (به حجّاج).[٤] و بر قتل عمد قصاص
[١] اين سخنرانى از والاترين سخنرانيهاى آن حضرت ٦ است كه بين عامّه و خاصّه شهرت دارد و در كتابهايشان به اختصار يا تفصيل آمده است.
[٢] در بيشتر نسخهها« حارث بن ربيعة» آمده كه خطاست.
[٣] عامر بن ربيعة به روزگار جاهلى در جستجوى دايهاى از ميان قبيله بنى سود بود و در آن ميان بنى هذيل او را كشتند.
پيامبر ٦ در اسلام، خونخواهى او را باطل اعلام كرد و براى پدرش ربيعه راه دنبالهگيرى قضيّه را باقى نگذاشت. پيامبر ٦ باطل كردن بهره پول و خونخواهيهاى ديرينه را از خاندان و نزديكان خويش آغاز فرمود كه همگان بدانند در دين دوستدارى و جانبدارى وجود ندارد.( و قانون عامّ و همگانى است.- م.)
[٤] چون مكّه پايتخت سرزمينهاى عرب بود و خانه كعبه در آن بنا شده بود، سرپرستى و اداره امور آن خانه به دربانى و خدمتگزارى و پردهدارى و آبرسانى و كار پردازى و فرماندهى و باشگاهدارى و پرچمدارى و ديگر وظايف تقسيم شده بود و نسل به نسل اين مشاغل به ميراث مىرسيد و اشخاص بدان افتخار مىكردند و مىگفتند: من برترم زيرا پردهدارى خانه كعبه با من است و همچنين تكيه بر اصل و تبار و دارايى و زيادى فرزند و بزرگى عشيره مىكردند و توجّه و مباهات زيادى به آن مىنمودند تا آنكه پيامبر ٦ به رسالت مبعوث شد و آن رسوم ناپسند را باطل و محو ساخت.