رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٨ - يك اندرز
بينديشد، اگر خوب است بگويد و سود برد و اگر بد است خاموشى گزيند و ايمن ماند و چون فتنهاى بدو روى نمايد به خدا پناه برد و دست و زبانش را باز دارد و چون فضيلتى بيند فرصت را غنيمت شمارد، شرم از او جدا نشود و آز از او هويدا نيايد. اين ده خصلتى است كه خردمند بدان شناخته شود.
(١) صفت نادان اين است كه با هر كه بياميزد بدو ستم كند و بر آن كه فرودست اوست تجاوز كند و بر فرادستش درازدستى كند، سخنش بىانديشه است و چون سخن گويد گناه كند و چون خاموش ماند غافل گردد و اگر فتنهاى به او چهره نمايد بر آن شتاب ورزد پس (فتنه) وى را تباه سازد و چون فضيلتى بيند از آن روى بتابد و درنگ كند، از گناهان ديرينش نترسد و در آنچه از عمرش مانده از گناهان باز نايستد، از نيكى سستى كند و در انجام آن كند باشد و بدان چه از دستش رفته و تباه شده (فرصتهاى خير) توجّهى ندارد. اين ده خصلت از ويژگى نادان است كه از خرد بىنصيب مانده است.
يك اندرز
[١] (٢) از چيست كه مىبينم دنيا دوستى بر بسيارى از مردم چيره شده تا آنجا كه گويى (پندارند) مرگ در اين جهان بر ديگرى نوشته شده و گويى حق در اين جهان بر ديگران واجب آمده است تا آنجا كه گويى خبر مردگان پيش از خود را چنان مىشنوند كه پندارى رفتگان مسافرانى هستند كه به زودى نزدشان بازمىگردند. آنان را به گورشان[٢] مىسپاريد و مرده ريگشان را مىخوريد و خود از پس آنان جاودانه مىمانيد؟ آوخ، آوخ، آيا آيندگان از گذشتگان پند نگيرند؟ هر پندى كه در كتاب خداست ناديده گرفته و از ياد بردند و از گزند هر بدانجامى آسوده زيستند و از فرو آمدن هيچ آسيب گران و بروز هيچ حادثه ناگوارى نهراسيدند.
(٣) خوشا بر آن كس كه بيم از خدايش از بيم از مردم باز دارد.
(٤) خوشا بر آن كس كه در آمدش پاك است و نهادش صالح و آشكارش نيكو و سرشتش درست.
(٥) خوشا بر آن كس كه افزونى داراييش را انفاق كند و از افزون گويى زبانش جلو گيرد.
(٦) خوشا بر آن كس كه براى خدا- كه نامش عزيز است- فروتنى كند و از آنچه بر او حلال هم شده، بىآنكه از روش من روى بتابد، كناره گيرد و طراوت دنيا را، بىآنكه از روش من دور شود، به يك سو نهد و پس از من از نيكان خاندانم پيروى كند و با دينفهمان و حكمتدانان بياميزد و به
[١] در روضة الوافى ص ٤٢ از كافى به نقل جابر از حضرت ابو عبد اللَّه ٧ روايت شده است كه پيامبر خدا ٦ هنگامى كه از حجّ بدرود بازمىگشت، سوار بر شتر خود به قرارگاه ما گذر فرمود پس نزد ما ايستاد و سلام كرد و ما به آن حضرت ٧ پاسخ داديم، آنگاه فرمود: از چيست كه مىبينم دنيادوستى ... تا پايان حديث.
[٢] در پارهاى از نسخههاى تازه اضافه دارد« و بيوتهم- و خانههاى( ابدى) ايشان»