رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٣ - كوتهسخنان امام(صادق)
سالم نماند، و هر كه سالم نماند گرامى نشود و هر كه گرامى نشود پايمال[١] گردد و هر كه پايمال شود[٢] سزاوار سرزنش باشد و هر كه چنين باشد شايستهتر آن است كه پشيمان شود. (١) اگر توانى (رفتارى داشته باشى) كه شناخته (و زبانزد) نشوى همان كن، و بر تو زيانى نباشد كه مردمت نستايند. تو را، در صورتى كه نزد خدا ستوده باشى زيانى نكند كه نزد مردم نكوهيده باشى. (٢) به راستى امير مؤمنان ٧ مىفرمود: «در زندگى خيرى جز براى يكى از اين دو (گونه) مرد نيست: مردى كه هر روز كار نيكى در فزايد و مردى كه با توبه براى مرگش[٣] تداركى بيند». (٣) اگر توانى از خانه خويش برون نيايى (و با نااهلان نياميزى) همان كن؛ و در صورت بيرون آمدن، بر تو واجب است كه غيبت نكنى و دروغ نگويى و حسد نورزى و ريا و ظاهر سازى نكنى و تملّق نگويى. صومعه مسلمان همان خانه اوست كه نفس و ديده و زبان و عورت خود را در آن بازداشت مىكند. (٤) به راستى هر كه نعمت خدا را به دل بشناسد پيش از آنكه سپاسش را بر زبان آرد مستوجب فزونى نعمت از جانب خدا باشد.
(٥) سپس (امام) ٧ فرمود: چه بسا فريب خورده به نعمتى كه خدايش ارزانى فرموده است و چه بسا كسى كه به پردهپوشى خدا بر خويش غافلگير شده و چه بسا كسى كه بر ستايش مردم نسبت به خود فريفته شده است. (٦) به راستى، من براى هر يك از افراد اين امّت كه حقّ ما را نشناختهاند اميد نجات دارم، جز براى سه كس: همنشين سلطان ستمگر، صاحب هواى نفس و فاسق آشكار. (٧) دوستى برتر از ترس است. به خدا سوگند كسى كه دنيا را دوست بدارد و دوستدار غير از ما باشد خدا را دوست ندارد، و هر كه حقّ ما را بشناسد و ما را دوست بدارد در واقع خدا را دوست مىدارد. (٨) به دنبال باش و سر كرده مباش. (٩) پيامبر خدا ٦ فرمود: هر كه بترسد زبانش در بند است.
(١٠)
كوتهسخنان امام (صادق) ٧ در تفصيل اين معانى
(١١) امام صلوات اللَّه عليه فرمود: هر كه از پيش خود منصفانه به مردم حق دهد مردم راضى باشند كه او داور ديگران شود.
(١٢) و فرمود ٧: آنگاه كه روزگار، زمانه ستم و مردمش اهل نيرنگ باشند اعتماد به هر كسى درماندگى است.[٤] (١٣) و فرمود ٧: چون بلا بر بلا فزايد (نشانه) رهايى از بلا باشد.
(١٤) و فرمود ٧: اگر خواهى بدانى كه دوستت در دوستى چه قدر درست است او را به
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« تهضّم» در هر دو مورد،[ يهضم- مورد ظلم و ستم قرار گيرد] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« تهضّم» در هر دو مورد،[ يهضم- مورد ظلم و ستم قرار گيرد] آمده است.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« يتدارك منيّته بالتّوبة»،[ ... سيّئته بالتّوبة- گناهش را به توبه جبران كند] آمده است.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« فالطّمأنينة الى كلّ احد عجز»[ فلا طمأنينة الى كل احد- پس به هر كسى اعتماد نباشد] آمده است.