رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦ - از سخنان پيامبر
(١) بپرهيز كه مسلمانى را دشنام گويى يا گنهكارى را فرمان برى يا از امام عادلى نافرمانى كنى يا راستگويى را تكذيب و يا دروغگويى را تصديق كنى. پروردگارت را هماره و همه جا، نزد هر درخت و سنگى به ياد آر و براى هر گناهى، نهان را با نهان و عيان را با عيان، توبهاى تازه كن.
(٢) اى معاذ اگر نمىدانستم كه تا رستاخيز ما را ديدارى نباشد سفارش را كوتاه مىكردم ولى مىدانم كه ديگر ما را هرگز ديدارى نخواهد بود.[١] سپس اى معاذ بدان محبوبترين شما نزد من كسى است كه مرا به همان حالى كه از من جدا شده باز بيند.[٢]
از سخنان پيامبر ٦
(٣) هر چيز را شرافتى است و به راستى شرف مجلسها در آن است كه روى به قبله باشد.
(٤) هر كه خواهد عزيزترين مردم باشد بايد خدا را پرهيزگارى كند و هر كه خواهد نيرومندترين مردم باشد بايد بر خدا توكّل كند و هر كه خواهد توانگرترين مردم باشد بايد بدان چه نزد خداست[٣] بيش از آنچه در دست خويش دارد تكيه كند.
(٥) سپس فرمود: آيا شما را از (ويژگيهاى) بدترين مردم آگاه نكنم؟ (اصحاب) گفتند: چرا، اى پيامبر خدا. فرمود: آن كس كه تنها جايى گزيند[٤] و از خير و بخشش دريغ كند[٥] و بندهاش را تازيانه زند. آيا بر بدتر از او آگاهتان نسازم؟ گفتند: چرا، اى پيامبر خدا. فرمود: كسى كه از لغزشى نگذرد و پوزشى نپذيرد، سپس فرمود: آيا بر بدتر از اين آگاهتان نكنم؟ گفتند: چرا، اى پيامبر خدا. فرمود: آن كس كه به خيرش اميدى و از شرش امانى نباشد، سپس فرمود: آيا به بدتر از اين آگاهتان نسازم؟
گفتند چرا، اى پيامبر خدا. فرمود: كسى كه مردم را دشمن دارد و مردمش دشمن دارند.[٦] (٦) عيسى ٧ در ميان بنى اسرائيل به سخنرانى برخاست و گفت: اى بنى اسرائيل! نزد جاهلان سخن حكمت بار نگوييد كه بدان سخن ستم روا داشتهايد و نيز آن را از شايستگانش
[١] اين بيان صراحت بر رحلت پيامبر ٦ دارد. معاذ پس از آن روز و آن مكان ديگر پيامبر را زيارت نكرد و پيامبر ٦ با او بدرود فرمود و از وى جدا شد و معاذ راهى يمن گشت تا به صنعاى يمن رسيد و چهارده ماه در آنجا بماند سپس آهنگ بازگشت به مدينه كرد و چون به آن ديار رسيد پيغمبر ٦ رحلت كرده بود.
[٢] شايد اين گفتار از باب اشاره به معاذ باشد كه اگر روز رستاخيز جهت خود را تغيير ندهى و پس از مرگ من از راهم منحرف نشوى نزد من محبوب خواهى بود. ولى در باره معاذ گفتهاند كه او از اصحاب صحيفه بود،[ يعنى از كسانى كه طومارى نوشتند تا امامت را از على ٧ سلب كنند] و كسى بود كه بر ضدّ على ٧ خلافت ابو بكر را تقويت كرد.
[٣]« آنچه نزد خداست» مراد قدرت و قضا و قدر الهى است.
[٤] تكرو و يكّهنشين باشد و رعايت حال ديگر همراهان و يارانش را نكند.- م.
[٥] مراد از خير و بخشش، تأديه تمام حقوق واجب و مستحب است.( چون زكاة و فطريّه و صدقه و احسان و غيره.- م.)
[٦] در پارهاى نسخهها اين حديث با اندكى جابهجايى عبارات آمده است.