رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٧ - يك اندرز
پيامبر خدا سه بار[١] جهاد كردم و اين چهارمين جهاد (من) است.[٢] به خدا اگر ما را چندان بزنند كه به نخلستانهاى هجر[٣] برانند ما مىدانيم كه ما بر حقّيم و آنان بر باطلند، و روش امير مؤمنان ٧ در باره آنان (كه با او جنگيدند) همان گونه بود كه پيامبر خدا ٦، هنگامى كه مكّه را گشود، با اهل آن رفتار فرمود، زيرا فرزندانشان را به اسيرى نگرفت و فرمود: هر كه در خانهاش را به روى خود ببندد در امان است، و هر كه سلاحش را بر زمين نهد در امان است. امير مؤمنان ٧ نيز در روز (جنگ) بصره فرمود در ميان لشكر جار زدند كه فرزندانشان را اسير نگيريد و مجروحانشان را تمامكش نكنيد[٤] و در پى گريختگان نرويد، و هر كه در خانهاش را بست در امان است و هر كه سلاحش را بر زمين نهاد (و تسليم شد) در امان است.
(١) و شمشيرى كه در نيام است، آن شمشيرى است كه بدان قصاص گيرند. خداى عزّ و جلّ فرمايد:
النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ ...- جان در برابر جان و چشم در برابر چشم ... (قصاص دارد)[٥] آن شمشير را اولياء مقتول بركشند و فرمانش با ماست.
اينهاست شمشيرهايى كه خداوند محمّد ٦ را با آنها فرستاد، هر كه (همه) آنها يا يكى از آنها را منكر شود يا چيزى از روشها و احكام آنها را منكر شود در واقع بدان چه خداوند تبارك تعالى بر پيامبر خدا محمد ٦ نازل فرموده كافر شده است.
(٢)
يك اندرز
(٣) روزى گروهى از شيعيان در حضورش بودند و (امام باقر ٧) آنان را اندرز مىداد و (از معاصى) بر حذر مىداشت، ولى آنان بىاعتنا و سرگرم كار خود بودند. اين وضع حضرتش را به خشم آورد، پس لختى سر به زير افكند و سپس سر برداشت و رو بدانها فرمود و گفت: اگر گوشهاى از سخن من بر دل يكى از شما نشسته بود به راستى، از بيم مرده بود. هان اى سايههاى بيجان و اى مگسهاى سرگردان در تاريكى[٦] گويا شما چوبهاى واداشته بر ديوار و بتهاى تراشيده
[١] جنگ بدر و جنگ احد و جنگ حنين.
[٢] مراد پيكار صفّين است كه طبق پيش بينى پيامبر اكرم ٦، عمّار به دست« شورشگران ضدّ اسلام- يعنى فئة الباغية» شهيد شد.- م.
[٣] هجر، شهرى در يمن و نيز نام سرزمينى در بحرين( كه نخلستانهاى بسيار داشته و خرماى آن معروف و فراوان بوده چنان كه در مثل آمده است« خرما به هجر بردن و زيره به كرمان آوردن»- م.). ويژگى هجر در اين عبارت به سبب بعد مسافت يا زيادى و انبوهى نخلستانهاى آن است و احتمال مىرود بيشتر مراد همان بعد مسافت باشد.
[٤] در متن« لا تدفّقوا على جريح» و در پارهاى نسخهها:[ لا تذيعوا على جريح- به ريختن تمام خون مجروح نپردازيد] و در الكافى و التهذيب:[ لا تجهزوا على جريح] آمده است و« الاجهاز على جريح» به معناى تمام كش كردن مجروح و تسريع مرگ اوست.
[٥] المائدة، ٤٥
[٦] متن:« ذبابا بلا مصباح- مگسهاى بىچراغ» و مراد از آن، تشبيه بيخبران به مگسانى است كه در تاريكى، بدون هدف خود را به اين سو و آن سو مىزنند.- م.