رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٥ - سخن(امام)
نگهدارى مىشود، و ديگرى شمشيرى كه در نيام است[١] آن را ديگران كشند و فرمانش به دست ماست.
(١) امّا آن سه شمشير آخته:
شمشيرى بر سر مشركان عرب است، خداى عزّ و جلّ فرمايد: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ. فَإِنْ تابُوا- اى آمنوا- وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ- مشركان را هر جا كه يافتيد بكشيد و به اسارت بگيريدشان و محاصرهشان كنيد و همه جا در كمينشان بنشينيد»[٢]. «پس هر گاه توبه كردند- يعنى ايمان آوردند- و نماز به پا داشتند و زكات دادند»[٣] در اين صورت برادر دينى شمايند. اينانند كه از اينان جز كشته شدن يا دخول در اسلام پذيرفته نشود و همان گونه كه پيامبر خدا ٦ مقرّر داشت، اموالشان غنيمت جنگى است و فرزندانشان اسيرند كه او خود (هم) اسير گرفت و (هم) بخشيد و (هم) عوض (و فديه) پذيرفت (و آزاد كرد).
(٢) شمشير دوم (آخته) بر ذمّيان است. خداى سبحان فرمود: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً- به مردم خوشزبانى كنيد»[٤]. اين آيه در باره اهل ذمّه فرود آمده بود كه آن را گفته (بعدى) خدا نسخ كرده (كه فرمايد): قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ- با اهل كتابى كه به خداوند و روز بازپسين ايمان ندارند و حرام داشته خدا و پيامبرش را حرام نمىگيرند و دين حق نمىورزند، كارزار كنيد تا به دست خويش و خاكسارانه جزيه بدهند.»[٥] پس هر كدام در كشور اسلامند جز جزيه يا كشته شدن از آنها پذيرفته نمىشود و اموالشان غنيمت جنگى و فرزندانشان اسيرند، و چون جزيه را بر خود پذيرفتند اسير كردنشان بر ما حرام و اموالشان محترم گردد و همسرى با زنانشان[٦] بر ما حلال باشد و هر كدام در سرزمينى هستند كه با ما در جنگ است، اسير كردن و بردن مالشان بر ما حلال و همسرى با آنان بر ما حرام است و جز دخول در كشور اسلام و پرداخت جزيه يا كشته شدن چيزى از آنها پذيرفته نمىشود.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« سيف مكفوف»،[ سيف ملفوف- شمشيرى در نيام پيچيده] آمده است.
[٢] التوبه، ٥
[٣] التوبه، ١١
[٤] البقرة، ٨٣
[٥] التوبة، ٣٠
[٦] در الكافى و التهذيب به جاى« مناكحهم»،[ مناكحتهم- ازدواجشان] آمده است.( مفهوم عبارت اين است كه ازدواج مرد مسلمان با زن ذمّى جايز است.- م.