رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٥ - سپس حقوق رعيت
(١) ١٩. و امّا حقّ رعيّتى كه به زناشويى مالك اويى (زنت كه به نكاح تو در آمده) اين است كه بدانى خداوند او را مايه آرامش و همدم و پرستار تو ساخته و همچنين بر هر يك از شما (زن و شوهر) واجب است كه خداوند را به وجود همسرش سپاس گذارد و بداند كه اين نعمتى است كه خدا به او بخشيده و واجب است كه با نعمت خدا خوشرفتارى كند و او را گرامى دارد و با او سازگارى كند و هر چند حقّ تو بر زنت سختتر و فرمانپذيرى از تو، در هر چه خوش دارى يا نمىپسندى، تا جايى كه گناه نباشد، بر او لازمتر است ولى او را نيز حقّ مهربانى ديدن و همدمى است و حق دارد آرامش و آسايشش در برآوردن كامى كه بر آوردنش ناگزير است، تأمين شود و اين (حقّى) بس بزرگ است. و لا قوّة الّا باللَّه. (و نيرويى جز به خدا نيست).[١] (٢) ٢٠. و امّا حقّ رعيتى كه به ملكيّت زير دست (و مملوك) توست، اين است كه بدانى به راستى او آفريده پروردگار توست و گوشت و خون تو را دارد[٢] و تو (فقط) مالك و اختيار دار او شدهاى نه اينكه به جاى خدا تو او را آفريده باشى و نه اينكه تو برايش گوش و چشم نهاده باشى و نه اينكه روزى رسان او تويى، بلكه تنها خداست كه اين همه را به كفايت خويش انجام داده و سپس او را بيگار تو ساخته و تو را امين او قرار داده و او را به تو سپرده است تا خدا را در مورد او مراعات كنى و به روش خداپسندانه با او رفتار كنى. پس بايد از آنچه خود مىخورى به او بخورانى و از آنچه خود مىپوشى به او بپوشانى و او را به كارى بيش از توانش واندارى و اگر او را نخواستى خود را از مسئوليّت الهى نسبت به او بيرون آرى و با ديگرى عوضش كنى و آفريده خدا را شكنجه نكنى. و لا قوّة الّا باللَّه. (نيرويى نيست جز به خداوند)[٣]
[١] در آن دو كتاب آمده است[ و حقّ الزّوجة ان تعلم انّ اللَّه عزّ و جلّ جعلها لك سكنا و انسا و تعلم انّ ذلك نعمة من اللَّه تعالى عليك فتكرمها و ترفق بها و ان كان حقّك عليها اوجب فانّ لها عليك ان ترحمها لأنّها اسيرك و تطعمها و تكسوها فاذا جهلت عفوت عنها- و حق زنت اين است كه بدانى خداى عزّ و جلّ او را مايه آرامش و همدمى تو قرار دارد و بدانى كه اين نعمتى است از سوى خداى تعالى بر تو، پس او را گرامى دارى و با وى سازگار باشى و هر چند حقّ تو بر او واجبتر است ولى او نيز حق دارد كه به وى مهربانى كنى چه او در بند همسرى توست، و به وى خوراك و پوشاك دهى و اگر جهالتى كرد از او درگذرى]
[٢] در متن« انّه خلق ربّك و لحمك و دمك- و گوشت و خون توست» كه اين دو معطوف به« خلق» هستند يعنى گوشت و خون تو همچون ايشان و از آنان نيز همچون از آن تو آفريده پروردگار است.
[٣] در آن دو كتاب آمده است[ و امّا حق مملوكك فان تعلم انّه خلق ربّك و ابن ابيك و امّك و لحمك و دمك و لم تملكه لانّك صنعته من دون اللَّه و لا خلقت شيئا من جوارحه و لا اخرجت له رزقا و لكنّ اللَّه عزّ و جلّ كفاك ذلك ثمّ سخّره لك و ائتمنك عليه و استودعك ايّاه ليحفظ لك ما تأتيه من خير اللَّه فاحسن اليه كما احسن اللَّه اليك و ان كرهته استبدلت به و لم تعذب خلق اللَّه عزّ و جلّ و لا قوّة الّا باللَّه- و امّا حقّ برده تو اين است كه بدانى او آفريده پروردگارت و فرزند پدر تو( آدم ابو البشر) و مادرت( حوّا) است و گوشت و خون توست و تو مالك او نشدهاى از آن رو كه به جاى خدا تواش آفريدهاى، تو نه چيزى از اندامهايش را آفريدهاى و نه روزى او را مىرسانى بلكه خداى عزّ و جلّ تو را از اينها بسنده كرده و سپس او را مطيع تو و تو را امين او ساخته و وى را به تو امانت سپرده تا هر نيكى كه در حق او كنى به حسابت نگهدارد، پس به او نيكى كن همچنان كه خداوند به تو نيكى كرده است و اگر او را نخواستى با( برده) ديگرى تعويضش كن، و آفريده خداى عزّ و جلّ را شكنجه مده. و نيرويى جز به خداوند نيست].