رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦١ - سپس حقوق اعمال(عبادى)
(١)
سپس حقوق اعمال (عبادى)
(٢) ١٠. امّا حقّ نماز اين است كه بدانى نماز روى آوردن به درگاه خداست و تو در نماز برابر خداوند ايستادهاى، پس چون اين را دانستى ترا شايد كه چون زبون دلداده پارساى ترسان اميدوار بيچاره زارىكنندهاى در نماز بايستى كه (بنده) با آرامگيرى[١] و سربزيرى[٢] و سر سپردگى اندامها و نرمى و فروتنى (و خاكسارى) به تمام وجود، آنكه را برابرش ايستاده بزرگ مىدارد و از دل به درگاه او به خوبى راز و نياز مىكند و (تو) از او مىخواهى كه گردنت را از قيد خطاهايى كه فرايت گرفتهاند و گناهانى كه به پرتگاه نابوديت مىكشانند رها سازد. و لا قوّة الّا باللَّه (و نيرويى جز به خدا نيست).[٣] (٣) ١١. و امّا حقّ روزه اين است كه بدانى روزه پردهاى است كه خداوند بر زبان و گوش و چشم و عورت و شكمت افكنده تا بدان تو را از آتش بپوشاند[٤] و همچنين در حديث آمده است: «روزه سپرى در برابر دوزخ است». پس اگر اندامهايت را در آن پرده آرام دارى (و بدان در پوشانى)، اميدوار شوى كه محفوظ بمانى و اگر آنها را رها كردى كه در پرده خود آشفتگى كنند (و تجاوز نمايند) و تو خود اطراف آن پرده را بلند كنى و بدان چه نبايد نگريست به نظر شهوت انگيز سركشى و به نيرويى خارج از مرز پرهيزگارى خدا سر بر آرى، در امان نيستى كه آن پرده دريده شود و از آن برون افتى. و لا قوّة الّا باللَّه (نيرويى جز به خدا نيست).
(٤) ١٢. و امّا حقّ صدقه (زكات) اين است كه بدانى اين صدقه پس انداز توست نزد پروردگارت و سپردهاى است كه (استردادش) نياز به گواه آورى ندارد[٥] و چون اين را بدانى بدان چه در نهان امانت سپارى بيشتر از آنچه آشكارا امانت مىسپارى اعتماد كنى و تو را سزد كه آنچه قصد دارى آشكارا به امانت نهى در نهان به خداوند بسپرى و به هر حال موضوع بين تو و او پنهان ماند، و بر آنچه بدو امانت دادهاى از گوشها و چشمها بر او به گواهگيرى مدد مخواه كه گويى اين
[١] در آن دو كتاب آمده است[ .. بالسّكون و الوقار و تقبل عليها بقلبك و تقيمها بحدودها و حقوقها- ... با آرامش و وقار، و به دل خويش بدان روى آوردهاى و نماز را با تمام شرايط و واجباتش به پا مىدارى]
[٢] در متن« بالسّكون و الاطراق» و در پارهاى نسخهها[ ... مع الاطراق- ... با سربزيرى] آمده است.
[٣] در متن تحف العقول، اينجا ذكرى از« حق حج» نشده ولى در الخصال، و ... الفقيه آمده است[ و حقّ الحجّ ان تعلم انّه وفادة الى ربّك و فرار من ذنوبك به قبول توبتك و قضاء الفرض الذى اوجبه اللَّه عليك- و حقّ حج اين است كه بدانى حج، رهسپارى به سوى خدا و فرار تو از گناهان خويش است و بدان توبهات پذيرفته شود و انجام فريضهاى است كه خدا آن را بر تو واجب كرده است]
[٤] در آن دو كتاب بعد از« من النّار» آمده است[ فان تركت الصّوم خرقت ستر اللَّه عليك- پس اگر روزه را ترك كردى پرده خدا را بر خويش دريدهاى]
[٥] يعنى روز قيامت نيازى به آوردن گواه ندارد چنان كه در خبر آمده است« صدقه پيشتر از آنكه به دست سائل رسد در دست خداوند قرار گيرد»