رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٦٠ - رساله آن حضرت
بهرهمند شوى زيرا چشم دروازه عبرتآموزى است.[١] (١) ٦. و امّا حقّ دو پايت اين است كه با آنها جز به سوى آنچه بر تو حلال است نروى و آنها را مركب خود در گامسپارى به راهى كه خواركننده رهسپار خويش است نسازى، زيرا پا باركش (پيكر) توست و تو را در راه دين مىبرد و پيش مىاندازد. و لا قوّة الّا باللَّه (و نيروى جز به خداوند نيست).[٢] (٢) ٧. و امّا حقّ دستت اين است كه آن را بر چيزى كه بر تو حلال نيست دراز نكنى[٣] تا به سبب دستدرازى بر حرام در آخرت دچار مجازات خدا شوى و در اين جهان نيز به سرزنش مردم گرفتار آيى، و آن را از چيزهايى كه خداوند بر آن واجب كرده فرو نبندى ولى آن را با فروبستن از بسيارى چيزها كه (حتّى) برايش مباح است و گشاده داشتن آن در بسيارى از مواردى كه بر آن واجب نيست (ولى مستحبّ است)، شكوهى در افزاى، و چون دست تو در اين جهان بر (حرام) بسته ماند و (به حلال و مستحبّ) شرف افزود (و كريم و بخشنده شد) پاداش نيك در سراى باقى بر آن واجب آيد.
(٣) ٨. و امّا حقّ شكمت اين است كه آن را ظرف كم و بيش از حرام نسازى[٤] و از حلال هم به اندازهاش دهى و از حدّ نيروبخشى به مرز شكمخوارگى[٥] و فقدان مردانگيش نكشانى و هر گاه گرفتار گرسنگى و تشنگى شد آن را نگهدارى زيرا پرخورى پرخواره را به تخامه شدن كشاند كه تنبلى افزا و مايه بازماندن و دور شدن از هر كار خير و كريمانه است، و نوشيدنى كه نوشنده را به مستى رساند مايه خوارى و نادان سازى و از بين برنده مردانگى است.
(٤) ٩. و امّا حقّ عورتت، نگهدارى آن است از آنچه بر تو حلال نيست و كمك و تقويت آن نگهداشت، با چشم پوشى (از نامحرم) زيرا (چشم فروبستن) مددكارترين ياوران (در جلوگيرى از شهوت) است، و (با) بسيار ياد كردن از مرگ و تهديد نمودن خود از (عذاب) خداوند و ترساندن نفس از اوست، كه عصمت و پاكدامنى و تأييد از خداست. و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه (هيچ جنبش و نيرويى نيست مگر به خدا)[٦]
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« تستفيد بها علما»،[ تعتقد بها علما- كه به وسيله آن دانشى را در حيطه تصرف آرى و بدان اعتقاد يابى] آمده است.
[٢] در آن دو كتاب آمده است[ فبهما تقف على الصّراط فانظر ان لا تزلّ بك فتروى في النّار- و ايستادن تو بر( پل) صراط بدانهاست، پس بنگر كه پايت تو را نلغزاند كه به دوزخ در افتى].
[٣] در آن دو كتاب فقط همين عبارت را دارد[ ان لا تبسطها الى ما لا يحلّ لك].
[٤] در آن دو كتاب آمده است[ ان لا تجعله وعاء للحرام و لا تزيد على الشّبع- ... و بر سر سيرى در نيفزايى]
[٥]« تهوين» خوار شدن به خاطر شكم است كه از آن به شكمخوارگى تعبير شود و چنان است كه آدم شكم پرست در برابر خواهش شكم خوار و بىطاقت باشد و به هر پستى و دنائتى براى ارضاى شكم خود تن دهد.- م.
[٦] در آن دو كتاب آمده است[ و حقّ فرجك ان تحصنه عن الزّنا و تحفظه من ان ينظر اليه- و حق عورتت آن است كه از زنا مصونش دارى و از اينكه بدان بنگرند بپوشانيش]