رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٢ - پاسخ آن حضرت
را بر آن ضامن و گواه گرفتند، بشكنند.
(١) هلا، (به هوش باشيد)، آن زنازاده پسر زنازاده[١] ما را بر سر دوراهه (انتخاب) شريعت، يا خوارى[٢] قرار داده و چه دور است پست منشى از ما،[٣] خدا و پيامبر او و جمله مؤمنان و دامانهاى پاكى (كه ما را در خود پرورده) و طبعهاى غيرتمند، و آزاده مردم سر بلند اين را نپذيرند كه ما (ذلّت) فرمانبردارى از فرومايگان را بر (افتخار) جانبازى رادمردان ترجيح دهيم.[٤] (٢) و (اينك) من با اين تنى چند افراد خاندان و عشيرهام به پيش مىتازم، با آنكه دشمن سر سخت و پرشمار است و ياوران دست از ياورى كشيدهاند، هلا! ديرى نگذرد، مگر چندان كه بر اسب سوار شوند، كه آسياب جنگ به گردش درآيد[٥] و گردنها فرو آويزد.
(٣) اين است عهدى كه پدرم ٧ با من نهاده، پس شما كار خود را فراهم آريد و سپس دست بكار شويد و مهلت ندهيد. من به خداوند كه پروردگار من و شماست توكّل كردم و هيچ جاندارى نيست مگر آنكه زمام و سرنوشتش به دست اوست، به راستى پروردگارم بر راه راست باشد.
(٤)
پاسخ آن حضرت ٧ به پرسشهايى كه امپراتور روم كرده است
. (هنگامى كه امپراتور فرستادهاى نزد او و يزيد بن معاويه گسيل داشت و در ضمن خبر مفصّلى آمده كه ما به اندازه نياز، مختصرى از آن را آورديم) (٥) وى[٦] را از كهكشان و آن هفت چيز كه خداوندشان برون از رحم آفريده است، پرسيد. (امام) حسين ٧ بخنديد، عرض كرد: چه چيزت به خنده افكند؟ (حضرت) ٧ فرمود: زيرا تو پرسشهايى كردى كه در برابر گستردگى دامنه دانش جز خاشاكى بر پهنه دريا نباشد. (٦) امّا كهكشان، كمان خداست.[٧] و آن هفت (چيز) كه در درون رحم آفريده
[١] مراد از زنازاده پسر زنازاده، عبيد الله بن زياد بن ابيه است.- م.
[٢] طبرى در الاحتجاج به جاى« الملّة و الذّلّة»،[ الفلّة و الذلّة- گريز و خوارى] آورده است و در روايت ابن طاوس[ السلّة و الذلّة- شمشير كشى و يا خوارى] آمده است.
[٣]« الدنيئة»( در كلام معروف و بلند حضرت سيد الشهداء ٧ كه فرمود:« هيهات منّا الدنيئة» است) و در پارهاى نسخههاى تازه[ الذلّة- خوارى] آمده است.
[٤] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« و ان نؤثر»،[ من ان نؤثر- از اينكه ترجيح دهيم] آمده است.
[٥] در اللّهوف اضافه دارد[ و تقلق بكم قلق المحور- و گردش گردونهاش شما را درهم پيچاند]
[٦] مراد اينكه فرستاده امپراتور روم از امام حسين ٧ پرسيد.
[٧] شايد مراد از اينكه« كهكشان كمان خداست» اين است كه همان گونه كه كمان و كوچكى و بزرگى آن نشانه توانمندى و قوّت بازوى كماندار است، كهكشان نيز در عالم مقايسه حسّى با تمام عظمتش به مثابه كمانى در دست قدرت پروردگار و مظهرى كوچك از مظاهر قدرت و قوّت و عظمت لا يتناهى الهى است. يا به تعبير دانش كيهانشناسى امروز و بر اساس تئورى انشتين كه قائل به وجود قوس منحنى مارپيچ كاينات كيهانى است شايد اشاره امام ٧ به همين كمان منحنى مجموعه كاينات است كه آفريده دست قدرت پروردگار است. و العلم عند الله تبارك و تعالى.- م.