رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٩ - از سخنان اوست
پايگاه علما[١] كوتاهى كرديد و در معرض بلا قرار گرفتيد، و اين از آن روست كه گردش امور و اجراى احكام به دست عالمان به خداوند است كه بر حلال و حرامش امينند[٢] و اين پايگاه از شما گرفته شده است و اين سلب منزلت (و خلع يد علمى از شما) انجام نيافته مگر به سبب پراكندگى و جدايى شما از حق و اختلافتان در سنّت پيامبر بعد از دليل روشن. (١) اگر بر آزار شكيبا بوديد و در راه خدا تحمّل به خرج مىداديد امور خدا با شما، به دست شما در مىآمد و (احكام او) از (جانب) شما صادر مىشد و مرجع همگان قرار مىگرفتيد، ولى شما خود ستمكاران را در پايگاه خويش جاى داديد و زمام امور (حكومت) خدايى را به دست (پليد) آنان سپرديد تا به شبهه كارها كنند و به راه شهوتها روند. گريز شما از مرگ و خوش آمدنتان از زندگى، كه به هر حال از شما جدا مىشود، آنان را بر تسلّط بر اين مقام گستاخ كرد. شما ناتوانان را به چنگال آنها سپرديد كه برخى را بنده و مقهور كنند و پارهاى را درمانده از (تأمين حد اقلّ) زندگانى و مغلوب سازند. مملكت را سر خود[٣] (و به رأى و دلخواه خويش) زير و زبر كنند و به پيروى از تبهكاران و جسارت بر خداى جبّار، رسوايى هوسرانيهايشان را به دل خويش هموار دارند (و از آنها پروا نكنند.) به هر شهرى سخنرانى زبان باز (و نعرهپرداز)[٤] بر منبر دارند و تمام سرزمين اسلام، بىدفاع زير پايشان افتاده، و دستشان در آن همه جا باز است و مردم برده وار در اختيار آنانند، دست ظلمى را كه بر سرشان خورد دور نتوانند كرد. برخى زورگوى سرسختند و بر ناتوان به سختى حمله برند، و پارهاى فرمانروايى هستند كه مبدأ و معاد (و خدا و قيامتى) نمىشناسند. (٢) شگفتا! و چرا در شگفت نباشم كه زمين از آن ستمگرى دغل پيشه و باجگيرى ظالم و حاكمى (شرور) است كه بر مؤمنان رحم نيارد، پس خدا در كشاكشى كه ما داريم، حاكم و به حكم خود در مشاجرهاى كه ميان ماست داور باد.
(٣) بار الها! تو خود مىدانى آنچه از ما برآمده از سر رقابت در سلطنت و ميل به افزودن كالاى دنيا نبوده است بلكه از آن روست كه پرچم دين تو را افراشته بينيم و اصلاح را در كشورت آشكار كنيم و بندگان ستمديدهات را امانى دهيم تا به فرايض و سنّتها و احكامت عمل شود. (٤) پس اگر شما (مردم) ما را يارى نكنيد و به ما حق ندهيد قدرت ستمگران همچنان بر سر شماست و آنان به خاموش كردن نور پيامبرتان مىپردازند. خداوند ما را بس كه بدو توكّل مىكنيم و به او روى مىآوريم و بازگشت هم به سوى اوست.
[١] مراد از« العلماء» معصومانند عليهم السّلام كه امام ٧ فرموده:« نحن العلماء- ماييم آن عالمان»( بحق و دانايان واقعى به اسرار الهى و رازهاى رهبرى و پيشوايى امّت به صراط مستقيم، و ديگران بيشتر عالم نمايانند.- م.)
[٢] مراد ائمّه معصوم عليهم السّلامند كه امين حلال و حرام خداوند تا روز قيامت هستند.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« بآرائهم»،[ بآرائكم- با آراء( و فتاوى غلط) شما] آمده است.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« يصقع»،[ يسقع- كه نعره بر مىآورد] آمده است( و مراد از سخنرانان زبان باز نعرهپرداز همانا« وعّاظ السّلاطين» باشند كه سخن به سود آنان گويند.- م.)