رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٥ - (حضرتش
به او پيشنهاد مىشد كه نمىدانست كدام يك نزديكتر به (رضاى) پروردگار اوست مىنگريست كه كدام يك نزديكتر به دلخواه خود اوست و با همان مخالفت مىكرد، هيچ كس را به كارى كه بر نظاير آن عذرى توان داشت سرزنش نمىكرد.
(١) و فرمود ٧: هر كه رفت و آمد به مسجد را ادامه دهد يكى از اين هشت (بهره) را برد: نشانهاى استوار (از دين)، و برادرى باز يافته، و دانشى نو به نو، و رحمتى در انتظار، و سخنى كه به راه راستش رهنمون آيد، يا از هلاكش برهاند، و ترك گناهان از شرم، يا از ترس از خدا.
(٢) (چون) پسريش نصيب شد و قريشيان به شادباش او آمده بودند گفتند: اين شهسوار بر تو مبارك باد، حضرتش فرمود: اين چه سخنى است شايد شهسوار نباشد، جابر به او عرض كرد: پس اى فرزند پيامبر خدا چه بگوييم؟ حضرت ٧ فرمود: هر گاه يكى از شما پسرى آورد و به مباركبادش رفتيد بگوييد: بخشنده را سپاس دار و خدا اين بخشيده را بر تو مبارك گرداند، خدايش به جوانى رساند[١] و نكوكارى او را نصيبت فرمايد.
(٣) او را از مردانگى پرسيدند (كه چيست) حضرتش ٧ فرمود: اينكه مرد دريغش آيد بر دين خود (كه چيزى از آن بكاهد) و اصلاح مال است (به نياميختن حرام و پرداختن زكات) و بر پا داشتن حقوق (و فرايض).
(٤) و فرمود ٧: بيناترين ديدهها آن است كه ره به خير گشايد و شنواترين گوشها آنكه ذكر (حق) را بشنود و از آن سود جويد و سالمترين دلها آن دل كه از شبههها پاك باشد.
(٥) مردى از وى خواست كه ضميرش را بخواند.[٢] (امام) ٧ فرمود: مبادا مرا بستايى كه من خود را بهتر مىشناسم يا مرا دروغگو شمارى كه دروغگو شمرده را رأى و عقيدهاى نماند، يا از كسى نزد من غيبت كنى، آن مرد به وى گفت: اينك رخصت فرما تا بروم. حضرت فرمود: آرى، اگر خواهى برو.
(٦) و فرمود ٧: به راستى، هر كه خواهان عبادتى (به سزاست) خود را براى انجام آن پاك (و آماده) سازد. (٧) هر گاه مستحبّات به واجبات زيان رساند (و مانع انجام فرايض شود) آنها را ترك كنيد. (٨) يقين پناهگاه سلامت است. (٩) هر كه دورى راه سفر را به ياد آرد (با توشه گرفتن) آماده شود.
(١٠) خردمند به كسى كه از او رهنمايى مشفقانه خواهد دغلى نكند. ميان شما و پند (پذيرى) پرده عزّت (و خود بزرگ بينى) مانع است.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« اشدّه»[ رشده- بلوغش] آمده است. كلينى در كافى، ج ٢ ص ٨٦ فروع، اين روايت را آورده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« يخيله»[ يعظه] آمده( ولى ضبط متن با مضمون روايت مناسبتر است.- م.)