رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٣ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
شما) گذشت از لغزش و برابرى و همدردى در تنگدستى روا باشد.
(١) و فرمود ٧: نه همچون پيروزمندى در طلب (روزى) سخت كوش و نه چون سپرافكندهاى در برابر سرنوشت به قضا و قدر پشتگرم باش زيرا جست و جوى فزونى نعمت از سنّت است و آسانگيرى در طلب (روزى) نيز از عفّت است (امّا) نه عفّت مانع روزى است و نه حرص رساننده و فزاينده آن است، روزى به قسمت است و حرصورزى (به منزله) بكار بردن گناه است.
(٢) و فرمود ٧: خويشاوند كسى است كه دوستى و محبّت او را نزديك آدمى ساخته گرچه نژاد و تبارش دور باشد، و بيگانه كسى است كه از ديدگاه دوستى دور است هر چند تبار و نژادش نزديك باشد. هيچ چيز از دست به پيكر نزديكتر نيست (ولى) به راستى، چون دست بشكند و فاسد شود آن را مىبرند و داغ مىكنند.[١] (٣) و فرمود ٧: هر كه به نيكگزينى خداوند پشتگرم باشد آرزو نمىكند در وضعى جز آنكه خدا برايش برگزيده و اختيار فرموده قرار گيرد.
(٤) و فرمود ٧: ننگ آسانتر از دوزخ است.[٢] (٥) و فرمود ٧: خيرى كه (هرگز) شرّى در آن نيست شكر بر نعمت و صبر بر ناگواريهاست.
(٦) حضرتش ٧ به بيمارى كه بهبود يافته بود فرمود: خدايت ياد كرد پس او را ياد كن و از تو درگذشت پس سپاسش دار.
(٧) و حضرتش ٧ هنگام صلح با معاويه فرمود: به خدا سوگند ما از مردم شام برنگشتيم [بىگمان و پشيمانى، ولى به راستى، (وقتى) ما با شاميان پيكار مىكرديم][٣] با راست دلى و شكيبايى (شما) بود امّا آن راست دلى و صداقت به دشمنى، و آن شكيبايى به بىتابى تبديل شد و شما[٤] در بسيج خود[٥] به پيكار صفّين دينتان را بر دنيا مقدم مىداشتيد و امروز چنان شديد كه دنياتان را
[١] در پارهاى نسخهها به« تحسم»[ يتميّز- جدا مىشود] آمده است.
[٢]( در پارهاى نسخهها عبارت« العار اهون من النّار» در دو سطر بعد آمده. ظاهرا مراد آن است كه تحمّل خفت و ننگ عذاب گذراى اين جهانى آسانتر از تحمّل آتش پايدار دوزخ در آن جهان است. يا براى توصيف محسوس و ملموس شدّت عذاب اخروى چنين بيانى فرموده و مراد آن است كه با تمام آنكه ننگ و عار در اين جهان بسى سخت و گران است باز در مقام مقايسه، آسانتر از عذاب دوزخ و رسوايى آخرت است و اين مضمون پيشتر در بيانات امير مؤمنان ٧ نيز در همين كتاب آمده است.- م.)
[٣]( مراد از پيكار با شاميان در صفّين است.- م.) پارهاى نسخهها اين عبارت بين دو قلاب را ندارد.
[٤] مراد مردم كوفهاند كه چون معاويه نامهاى متضمن درخواست صلح خدمت امام حسن ٧ فرستاد حضرتش در كوفه بر منبر رفت و بر مردم كوفه خطبه خواند.- م.
[٥] در پارهاى نسخهها به جاى« في منتدبكم»[ في مبدئكم- در آغاز كردنتان] آمده است