رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٦٠ - سخنرانى امام(على)
جلال خود خرد و حقيرش سازد، به همان گونه كه در زندگى خويش تقصير ورزيده و به پروردگار كريمش غرور آورده است.
(١) غلوّ (و گزافهطلبى) بر چهار بخش است: خردهگيرى و ستيزهجويى و كجدلى و سرسختى. (٢) پس هر كه خردهگيرى كند (و در پى اوهام بخواهد موشكافى نمايد) به حق راه نيابد و جز غرقه شدن در گردابها بهرهاى نبرد. از فتنهاى به درنيايد مگر آنكه گرفتار فتنهاى ديگر شود.[١] او در كار آشفتهاى فرو رفته است.[٢] (٣) و آنان كه با يك ديگر بستيزند و دشمنى ورزند در ميانشان شكست و جدايى افتد[٣] و كارشان در طول لجاجت تباه شود. (٤) و هر كه كجدل شد خوبى را بد شمارد و بدى را خوب داند و مستانه سرمست گمراهى باشد، (٥) و هر كه سرسختى و عناد ورزد راههاى (رستگاريش) ناپيدا و كارش پيچيده شود[٤] و به تنگنا افتد، و هر كه جز به راه مؤمنان رود[٥] سزايش آنكه از دين خود دست كشد (و محروم ماند).
(٦) شك بر چهار شاخه قرار دارد: بر جدال[٦] و ترس و ترديد و خود باختگى. (٧) اهل جدال به كداميك از نعمتهاى پروردگارت جدال كنند؟[٧] (٨) هر كس از (واقعيتى) كه فرا روى دارد بترسد نگونسار شود (٩) و هر كه در دين خود ترديد كند (و در راه حق گام بر ندارد) گذشتگان از او پيش افتند و آيندگان بدو برسند و زير سم شياطين خرد شود (١٠) و هر كه (خود را ببازد) و به هلاكت (و بيهودگى) در دنيا و آخرت گردن نهد و در هر دو سراى هلاك و نابود شود، و هر كه از آن (بيهودگى) نجات يابد (بيگمان) به مدد يقين بوده باشد.
(١١) شبهه بر چهار بخش نهاده شده است. بر دلبستگى به آرايش و وسوسه نفس و توجيه كجى و جلوه دادن باطل به صورت حق. و اين از آن روست كه آرايش از حقيقت نمايى جلوگيرى مىكند و وسوسه نفس (آدمى را) به سوى شهوت بجهاند[٨] و كژى (و نادرستى) صاحب خود را بسيار منحرف سازد و آراستن باطل به صورت حق (از) سيهكاريهايى است كه روى هم انباشته شود. اين
[١] به اصطلاح و تداول عامّه« از چاله بيرون نيامده به چاه افتد- م.».
[٢] در كافى اضافه دارد[ و انخرق دينه- دينش از هم بگلسد]
[٣] در كافى به جاى اين عبارت آمده است[ و من نازع الرأى و خاصم شهر بالفشل- هر آن كسان كه با رأى درست و افكار عامه بستيزند و دشمنى ورزند به شكست زبانزد گردند] و در پارهاى نسخههاى كافى[ ... بالعثل- حماقت] آمده است.
[٤] در ن، به جاى« و من شاق اعورّت عليه طرقه و اعتراض عليه امره»[ ... و عرت عليه طرقه و اعضل]
[٥] در كافى[ اذا لم يتبع سبيل المؤمنين- اگر از راه مؤمنان پيروى نكند] آمده است.
[٦] در ن، به جاى« على المرية»[ على التمارى- بر تجادل براى اظهار قدرت جدل] آمده است.
[٧] در ن، اضافه بر اين دارد:[ و من جعل المراء ديدنا لم يصبح ليله- و هر كه جدال را عادت و پيشه خود سازد از شام شك به صبح يقين درنيايد]
[٨] در كافى[ تقحّم على الشّهوة- به شهوت برانگيزد] آمده است.