رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٨ - سخنرانى امام(على)
دارد و هدفش والا و ميدان مسابقهاش هموار و آسان است[١] است. مسابقه دهندگان را گرد آورد كه به رقابت يك ديگر مسابقه دهند، ياوران ديرين و قهرمانان يكّه سوار دارد. نور افكن آن كارهاى خوب است و پاكدامنى چراغهايش و مرگ پايانش، دنيا ميدان مسابقه آن است و قيامت قرارگاه (اجتماع) مسابقه دهندگانش و بهشت جايزهاش و دوزخ جزاى (عقب ماندگان) آن و پرهيزگارى ساز و برگش و نيكوكاران قهرمانانش. پس به مدد ايمان به كارهاى خوب راه يابند و به كارهاى خوب، فهم دين رونق يابد و به فهم دين از مرگ بهراسند[٢] و به مرگ دنيا پايان يابد و از پس دنيا آخرت در رسد[٣] (و به ازاى آن باشد) و به قيامت بهشت را دريابند (١) و بهشت مايه افسوس دوزخيان است. و دوزخ پند پرهيزگارى[٤] و پرهيزگارى پايه احسان است.[٥] پرهيزگارى هدفى است كه هر كه از پى آن رود هلاك نشود و هر كه به كارش بندد پشيمان نگردد زيرا به پرهيزگارى، كامجويان كامياب شوند و به نافرمانى، زيانكاران زيان بينند. پس بايد هوشمندان (از ناشايست) دست بدارند و پرهيزگاران به ياد دارند.
(٢) ايمان بر چهار ستون (استوار) است: بر شكيبايى و يقين و عدل و جهاد.
(٣) شكيبايى بر چهار بخش قرار دارد: بر شوق و بيم و زهد و مراقبت. پس هر كه مشتاق بهشت است شهوتها را به فراموشى سپارد و هر كه از دوزخ بيمناك است از حرام دست كشد و هر كه در دنيا زهد ورزد (و بدان بىميل باشد) مصيبتها بر او آسان شود و هر كه مراقب (و گوش به زنگ) مرگ است به (انجام) كارهاى خير بشتابد.
(٤) يقين بر چهار بخش نهاده شده: بر تيزهوشى دقيق و عاقبتسنجى درست و پند پذيرى از عبرتها[٦] و (توجّه) به روش گذشتگان. پس هر كه تيز هوش است پايان كار را نيك بسنجد و هر كه پايان را بسنجد، (نشانههاى) عبرت را بشناسد و هر كه عبرتشناس است روش (و سنّت درست) را شناخته و هر كس روششناس است گويى با گذشتگان زندگى به سر برده (و تجربه آموخته است).
[١] در ن، به جاى« منهاج»[ مناهج- برنامهها] آمده است.
[٢] در ن، به جاى« فبالايمان يستدلّ على الصالحات و بالصالحات يعمر الفقه و بالفقه يرهب الموت»[ و بالصالحات يستدلّ على الايمان. و بالايمان يعمر العلم و بالعلم يرهب الموت- به كارهاى نيك پى به ايمان برده شود و به ايمان، دانش فزونى گيرد و به دانش و فهم از مرگ بهراسند] آمده است.
[٣] يعنى نصيب آخرت انسان در برابر و به ازاى اعمالى است كه در دنيا كرده. در ن، و برخى نسخههاى كافى آمده است[ تحوز الآخرة- يعنى به سبب اعمال نيك و اخلاق پسنديده سعادت آخرت حفظ مىشود]
[٤] در كافى به جاى« موعظة التقوى»[ موعظة المتقين- پند آموز پرهيزگاران] آمده است.
[٥] در كافى به جاى« و التقوى سنخ الاحسان»[ ... سنخ الايمان- بنياد ايمان] آمده است.
[٦] در كافى به جاى« موعظة العبرة»[ معرفة العبرة- شناخت عبرتها] آمده است.