رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٠ - از سخنان حكمتآميز آن حضرت صلوات الله عليه و نويد و بيم و اندرز او
هر چه به دست آوريد و بر زبان رانيد و آهنگ رسيدن به آن كنيد به گردن شماست. (١) از شبهه بپرهيزيد كه براى فتنه بنياد شده است، (٢) و قصد هموار كردن كارها را داشته باشيد و ميان خود در گفتار و كردار خوب باشيد (٣) و براى خدا سرسپردگى (و فروتنى) كنيد و ترس و تواضع (نسبت به او) را پيشه سازيد (٤) و نيز در ميان خود به فروتنى و انصاف و بخشش و فروخوردن خشم رفتار كنيد كه اين سفارش خداوند است. مبادا به يك ديگر رشك ورزيد و با هم كينتوزيد كه اين دو كار يادگار روزگار جاهلى است ... وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ- هر كس بنگرد كه براى فردا چه پيش انديشى كرده است؛ و از خداوند پروا كنيد، زيرا كه خداوند به آنچه مىكنيد آگاهست»[١] (٥) اى مردم به يقين بدانيد كه خداوند هر چه بنده سخت كوشى كند و چارهجويى بسيار نمايد و رنج برد، بيش از آنچه در ذكر حكيم (و لوح قديم) برايش مقدّر فرموده مقرّر ندارد. و ضعف و بيچارگى آدمى هر قدر باشد مانع آن نيست كه به آنچه در لوح محفوظ برايش نوشتهاند (و رزق مقسوم مقدّر خود) برسد.
(٦) اى مردم هيچ كس به مهارت و استادى خويش ذرّهاى (بر روزى خود) نيفزايد و به نادانى خود ارزنى[٢] از آن نكاهد، پس هر كس اين را بداند و به كار بندد در سوديابى از پر آسايشترين مردم است، و هر كس آن را وانهد در زيان بردن بيش از ديگر مردم دچار و گرفتار باشد. (٧) بسا نعمت يافتهاى كه با احسان (پروردگار بر خويش) مغرور و غافلگير شود و بسا گرفتارى، در نظر مردم، كه خدايش چنان گرفتار ساخته (تا اجرش را بيفزايد). (٨) اى كسى كه از مستى (غرور) سرشار و بهرهدار هستى! بيدار شو و از بيخبرى به هوش آى و از شتاب دنياطلبى باز ايست و بدان چه از سوى خداى تبارك و تعالى در رسد (اجل محتوم) بينديش كه در آن وعده خلافى نباشد و گريزى از آن نيست و گزيرى ندارد، آنگاه فخر (و تكبّرت) را به سويى نه و از خودستايى دستكش و به خود آى و گور و آرامگاهت را فراياد آر كه گذر تو بر آن است و سرنوشتت بدان جا كشاند. (٩) هر چه دهى همان ستانى و هر چه بكارى همان بدروى و هر چه كنى همان با تو كنند و هر چه از پيش فرستى فردا ناگزير به همان دستيابى. (١٠) پس بايد توجّه بدان چه اندرزت دادند تو را سود بخشد و آنچه را شنيدى و وعدهات دادهاند (در وجدان و دل خويش) نگهدارى كه به هر حال در ميان دو كيفيّت (و وضع) در پيچيدهاى و بايد يكى از آنها را به كار بندى: يا از خدا فرمان برى و آنچه را شنيدى به كارگيرى يا بدان چه دانستى، حجّت خدا بر تو تمام شده (و مورد باز خواست او باشى.)
[١] الحشر، ١٨
[٢] در اصل« نقير» است كه دانهاى بسيار خرد باشد و در فارسى اصطلاحا به دانه خشخاش و ارزن و حبّه خردل تعبير كنند كه مراد از آن« بىنهايت خرد و كوچك» است.- م.