فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٣١٥ - واژه هفتم «اختيار»
بنابر آنچه در تفسير اهل لغت از معناى واژه «اختيار» و «خيرة» بيان شد، معناى آيه فوقالذكر چنين است: «تنها پروردگار توست كه مىآفريند و برميگزيند، گزينش از آنِ آنان نيست، منزه و برتر است پروردگار تو از آنچه آنان شرك ميورزند».
مطالبى را كه در اين آيه به آن به صراحت پرداخته شده و بيان گرديده است، ميتوان در چند چيز خلاصه نمود:
مطلب اول: آفرينش و گزينش مخصوص خداى متعال است (وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ)، تنها خداست كه آنچه بخواهد ميآفريند و آنچه بخواهد بر ميگزيند.
از اين بخش از آيه استفاده ميشود، همانگونه كه خدا را در آفرينندگى شريكى نيست، او را در گزينش نيز شريكى نيست. اين مطلب همان است كه در آيه پنجاه و چهارم سوره اعراف نيز به صراحت آمده بود كه: (أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ).
معناى حصر گزينش در ذات اقدس حقتعالى اين است كه مردم در هر رفتار اختيارى بايد از گزينش خدا تبعيت كنند بنابراين هر گزينشى خواه در رابطه با قانون و تعيين تكليف رفتار اختيارى مردم و اينكه چه رفتارى را «بايد» انجام دهند و چه رفتارى را «نبايد» انجام دهند، و خواه در رابطه با مجرى قانون و اينكه چه كسى بايد عهدهدار اجراى قانون شود و براى اجراى عدالت زمامدار جامعه شود، همه و همه تنها در اختيار خداوند است. خداوند است كه تنها آفريننده است و هم او تنها كسى است كه براى مردم بهترين را معين و گزينش ميكند.
به عبارتى ديگر، در هر جا كه بشر را از نظر تكوينى قدرت گزينش هست، بايد گزينش خدا ملاك و پآيه گزينش مردم شود و گزينش مردم بايد تابع محض گزينش خدا باشد.