فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٩٦ - پايه يكم جهانبينى عمومى مادّى (ماترياليسم)
٥. جهانى كه ما در آن زندگى ميكنيم، هدفدار است، بلكه تركيبات و پيچيدگيهاى وجود هر موجودى حكايت از وجود هدفى حسابشده در وجود آن موجود است. هدفدارى موجودات چه در كلان جهان هستى و چه در رابطه با موجوديّت خُرد هر موجود از بديهيترين پديدههاى جهان هستى است؛ درحالىكه مادىبودن جهان هستى و مبدأ بالذات بودن ماده براى جهان، با اين هدفدارى دقيق و فراگير، سازگار نيست.
٦. نظم و انسجام در فعاليتهاى موجودات جهان هستى، حاكى از وجود مديريت هوشيار و حكيم و هوشمندى است كه دستاندركار تدبير و اداره امور جهان و موجودات بيشمار آن است. اين نظم و انسجام در نظام مديريتى جهان آفرينش، با مبدأيت ماده بيجان و خرد و كور و كر براى جهان هستى قابل توجيه نيست.
٧. تجرد روح آدمى، گواه روشنى بر بطلان نظريه ماترياليستى است. دلائل روشن و قطعى فراوانى بر تجرد روح آدمى گواهى مىدهند. از قبيل:
الف) فعاليتهاى ادراكى آدمى؛ نظير: علم حضورى- بهويژه آگاهى انسان نسبت به خويشتن و فعاليتهاى خويش-، ادراك صور محسوسه مطابق با واقعيت خارجى امور محسوس. با آنكه ماده ذهن و تشكيلات مادى دستگاه ادراك آدمى فاقد اين خواص مىباشد؛ حتى پس از فعل و انفعالات ادراكى چنين نيست كه خصوصيات خارجى شيء ادراكشده در ذهن، به نحو مادى حاصل شوند؛ بلكه حصول اين خصوصيات مادى با همان كيفيت محسوس در ذهن ممتنع است؛ زيرا كوه و ماه و خورشيد و دريا و گياه را نميتوان با همان وزن و حجم و رنگ و خصوصيات مادى ديگر در ذهن حاضر نمود و بر فرض حضور، ملازم با ادراك نيست؛ درحالىكه ما اين حقايق را با همان كيفيتهاى ويژه آنها ادراك مىكنيم؛