فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٧٨ - جهانبينى الحادى
را حق سركشى در برابر قدرت آنها نيست و هر چه را كه آنان بخواهند و بپسندند، حق و خير مطلق است و حق و خير و خوبى و سعادتى فراتر از خواسته و ايده و پندار آنان نيست. اين همان گفتارى است كه خداى متعال از قول فرعون طغيانگر سبكسر مصر نقل مىكند كه به قوم خود مىگفت:
ما أُرِيكُمْ إِلَّا ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ[١].
آنچه به شما نشان مىدهم همان است كه مىانديشم و شما را جز به راه نيك و درست راهنمايى نمىكنم.
نظريههاى سياسى مبتنى بر نفى وجود خداوند حاكمى كه حقانيت و مشروعيت حكومت و امر و نهى، ذاتى او باشد، همگى در اين نتيجه كه زور، مساوى با حق است يكسانند و تفاوت چندانى بين آنكه اين زور، در دست يك فرد يا چند فرد قرار گيرد يا با رضايت ديگر افراد بهدست آمده باشد يا بدون رضايت آنها، وجود ندارد؛ لهذا- همانگونه كه در آينده توضيح خواهيم داد- سرنوشت رژيمهاى استبدادى الحادى، با رژيمهاى دموكراسى الحادى، سرنوشت واحدى است و هر دو نوع رژيم و همه رژيمهاى سياسى مبتنى بر جهانبينى سياسى الحادى به يك نتيجه منتهى مىشود و آن اينكه خواسته فرد يا افراد خاصى از جامعه، بدون وجود توجيه منطقى و معقول خاصى، بلكه تنها به دليل چنگانداختن به قدرت و زور بهگونهاى نامحدود، بر خواسته ديگران برترى مىيابد و ملاك خوبى، خير، خوشى و سعادت جامعه قرار مىگيرد.
[١] . سوره غافر: ٢٩.