فقه نظام سياسى اسلام - اراکی، محسن - الصفحة ٥٩ - ٤ حكومت و حاكميّت و دولت
«دولت، ساختِ قدرتى است كه در سرزمين معيّن، بر مردمانى معين، تسلّط پايدار دارد و از نظر داخلى، نگهبان نظم به شمار مىآيد و از نظر خارجى پاسدار تماميّت زمين و منافع ملّت و يكايك شهروندان خويش. اين ساخت قدرت بهصورت نهادها و سازمانهاى ادارى، سياسى، قضايى و نظامى فعليت مىيابد. در نظام مبتنى بر تفكيك قوا، حكومت، قوه اجرايى دولت را تشكيل مىدهد.»[١]
در كتاب القاموس السياسى در تعريف حكومت و دولت، نظير آنچه را در متن بالا آمده است مىخوانيم:
«الحكومة هي الهيئة الحاكمة التي تتولّى تنظيم شؤون الدولة في داخل إقليمها و في حدود القانون الوطني لهذه الدولة و هي التي تمثلها في خارج الإقليم، و تعتبر الحكومة أحد العناصر الثلاثة التي تقوم عليها الدولة، و هي: «الشعب، و الإقليم، و السلطة الحاكمة»[٢].
حكومت، هيئت حاكمهاى است كه تنظيم امور دولت را در داخل كشور و در حدود و چهارچوب قانون دولت به عهده مىگيرد، اين دولت در خارج از كشور، نماينده كشور شناخته مىشود و حكومت يكى از عناصر سهگانهاى است كه دولت بر آنها استوار است، يعنى: «ملت، كشور و قدرت حاكم».
در تفسيرى كه دكتر محمدعبدالمعز نصر، دانشمند سياستشناس مصرى از مفهوم دولت ارائه مىكند، براى دولت چهار ركن يا عنصر بيان مىكند:
[١] . داريوش آشورى، دانشنامه سياسى، ص ١٦٢.
[٢] . احمد عطيةالله، القاموس السياسى، ص ٤٧٤.